درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧ - اشکال فخر رازی در مورد یکی بودن ماده همه اجسام
میگویید ماده هوا با ماده آب هر دو یکی است؟ به چه دلیل میگویید ماده عالم یک چیز است و صورتها گوناگون هستند؟
شاید مادهها مختلف باشند. اگر قبول کنیم که مادهها مختلفاند، آن وقت میتوانیم اختلاف اجسام در لوازم را توجیه کنیم. اگر یک جسم، حرکت خاصی را دارد اما آن جسم دیگر آن حرکت را ندارد میگوییم این اختلاف به این دلیل است که ماده این با ماده آن اختلاف دارد. چرا سنگ از بالا به پایین میرود ولی دود از پایین به بالا میرود؟ ممکن است این را از راه مادهاش توجیه کرده بگوییم مادهای که بر آن، صورت سنگی عارض شده است غیر از مادهای است که بر آن صورت دودی عارض شده است و از این جهت حرکات سنگ و دود اختلاف دارد. پیش از این، بحث ما بر سر صورت جسمیه بود. به صورت فعلًا کاری نداریم، گیریم صورت جسمیه در همه اجسام واحد باشد، دلیلی نداریم که ماده در همه اجسام واحد باشد.
این هم ایراد دیگری است که فخر رازی میگیرد.
مرحوم آخوند به این ایراد هم جواب میدهند. میگویند آن چیزی که تو اسمش را ماده گذاشتی ماده واقعی نیست. ما اول باید ببینیم که چرا در اشیاء قائل به وجود ماده میشویم تا بعد ببینیم آن دلیلی که راهنمای ما به وجود ماده است به ما چه مطلبی را ارائه میدهد؟ دلیل، به ما این مطلب را میرساند که در اشیاء چیزی وجود دارد که آن چیز قوه محض و قابلیت محض است. یک وقت کسی قائل به وجود ماده نمیشود. چنین کسی نه به ماده واحد قائل است و نه به ماده متکثر. اما اگر کسی قائل به وجود ماده شد باید ببیند برهانی که میگوید در همه اجسام ماده وجود دارد، چه چیزی را اثبات میکند؟ برهان اثبات میکند که در همه اشیاء چیزی وجود دارد که آن چیز هیچ هویتی جز قابلیت محض ندارد؛ جز استعداد محض هیچ فعلیتی ندارد.
تمام فعلیتش این است که قوه و امکان سایر اشیاء است که ما اگر برای آن بیش از این حیثیتی قائل بشویم آن دیگر ماده نمیشود، بلکه مجموعی از ماده و صورت میشود. چیزی که حیثیتش فقط حیثیت ماده باشد، قوه محض، استعداد محض و قابلیت محض است و فقط امکان پذیرش دارد. ماده آن چیزی است که به موجب آن، شیء میتواند بپذیرد و غیر از مناط پذیرش مناط هیچ چیز دیگری نیست. آن وقت شما (فخر رازی) میگویید شاید ماده منشأ حرکات گوناگون اشیاء مختلف باشد. اینجا این ماده شما حیثیتی غیر از حیثیت ماده بودن پیدا کرده است چون منشأ اختلاف حرکات شده است. پس ماده شما در واقع ماده نیست چیز دیگری است. وقتی ما ماده را اثبات کردیم به عنوان حقیقتی که «لا حقیقة لها الّا القابلیة، لا حقیقة لها الّا