درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩ - وجود دو طرف دارد
دو نکته بر اساس حرکت جوهری
بعد مرحوم آخوند بیانی را که در دو سه سطر قبل بر مبنای قوم کرده بود و فقط در مورد حرکات عرَضی صدق میکرد اصلاح میکند به نحوی که هم در مورد حرکت عرضی صادق باشد و هم در مورد حرکت ذاتی جوهری. میگوید ما قبلًا گفتیم که موضوع حرکت باید از حیثی بالفعل باشد و از حیثی بالقوه. این فقط در باب حرکات عرضی صدق میکند.
حال باید عبارت را اینطور اصلاح کنیم که حرکت نیازمند به موضوع و قابلی است که یا از یک جهت بالقوه است و یا از همه جهات بالقوه است. چون در حرکت جوهری اگر موضوعی مثل هیولای اولی فرض شود، موضوع حرکت از همه جهات بالقوه است و از هیچ جهت بالفعل نیست. پس اینکه ما گفتیم که موضوع حرکت باید «بالقوه من جهة» باشد به صورت «إما بالقوه من جهة و إمّا بالقوة من کل جهة» اصلاح میکنیم.
اصلاح دیگر در مورد فاعل حرکت است. گفتیم که فاعل حرکت باید بالفعل باشد یعنی کمال وجودی حرکت را داشته باشد ولی خود حرکت را هرگز ندارد. به عقیده آنها فاعل حرکات عرضی، طبیعت است و طبیعت حرکت ندارد. این را باید به این نحو اصلاح کنیم که فاعل حرکت یا این است که از جهت حرکت، بالفعل است یعنی خودِ حرکت را دارد و یا از همه جهات بالفعل است. در حرکات عرضی، بر مبنای ما، فاعل حرکت هم خودش حرکت است، چون جوهر مبدأ حرکت عرضی است.
وقتی جوهر خودش حرکت شد پس فاعل حرکت هم خودش حرکت را بالفعل دارد نه اینکه حرکت را ندارد و کمال حرکت را به شکل دیگری دارد. پس عبارتی را که در چند سطر قبل گفته بودیم به این شکل اصلاح میکنیم. البته مرحوم آخوند کلمه «اصلاح» را به کار نمیبرد ولی اصلاح میکند.
وجود دو طرف دارد
بعد مرحوم آخوند میگوید که از اینجا چند نتیجه دیگر میتوان گرفت که بعضی از این نتایج را دیگران هم گرفتهاند ولی نه از این راه. یکی از نتایج این است که بعد از اینکه گفتیم حرکت به قوه و فعل تحلیل میشود، در واقع همه قوهها به قوه محض منتهی میشود، همچنان که همه فعلیتها به فعلیت محض منتهی میشود.