درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧ - رابطه حرکت توسطیه و قطعیه با زمان
میشوند. این معنای وقوع حرکت قطعی در زمان است. اما اگر حرکت را توسطی و به صورت نقطهای بدانیم، زمان که در مثال ما یک ثانیه است دارای کشش است ولی حرکت به معنای توسط کشش ندارد.
پس وقوع حرکت در زمان طبق قول شیخ به چه معناست؟ شیخ میگوید به یکی از این دو معناست: یک معنای وقوع حرکت توسطی در زمان این است که میشود برای زمان، آنات فرض کرد و حرکت در آنات زمان قرار میگیرد. هر آنی از آنات این زمان را که در نظر بگیریم حرکت در یکی از آنها وجود دارد. همانطور که حرکت در حدود مسافت وجود دارد، در حدود زمان وجود دارد. پس یک معنای اینکه حرکت در زمان است این است که برای زمان، «آن» میشود فرض کرد و این حرکت در آنْ که امری اعتباری و قراردادی است وجود دارد. اگر چنین بگوییم خود شیخ هم متوجه هست که وقوع حرکت در زمان یک امر قراردادی میشود نه یک امر واقعی.
معنای دیگر وقوع حرکت توسطی در زمان این است که حرکت توسطی از حرکت قطعی که در ذهن وجود دارد خالی نیست و آن حرکت قطعی منطبق بر زمان است.
پس در واقع «وصف شیء به حال متعلَّق» میشود. حرکت قطعی بر زمان منطبق است و زمانی بودن حرکت توسطی به معنای زمانی بودن امری است که ملازم با آن است. این امر خارجی، ملازم با یک امر ذهنی است که آن امر ذهنی منطبق با زمان است. این، دو توجیهی است که شیخ در مورد زمانی بودن حرکت توسطی ارائه میدهد که مرحوم آخوند همین جا به شیخ ایراد میکند که بعد خواهد آمد.
پس بهطور خلاصه شیخ معتقد است که حرکت قطعی در اعیان وجود ندارد و آنچه وجود دارد حرکت توسطی است. بعد که میخواهد معنای زمانی بودن حرکت توسطی را بیان کند دو نوع توجیه میکند. یکی این که میگوید این وصفِ زمانی بودن حرکت توسطی از قبیل وصف شیء به حال متعلق است، که جز مجاز معنای دیگری ندارد. توجیه دیگر برای اینکه حرکت توسطی در زمان واقع است این بود که حرکت توسطی در حد زمان واقع است. این مثل آن است که بگوییم که رأس یک زاویه- که فرض کنیم نقطه واقعی است- در مکان قرار گرفته است. مکان آن چیست؟ رأس زاویه در نقطه قرار گرفته است که این نقطه تعلق دارد به مسافت و مکان. پس در واقع خود این رأس زاویه در مکان قرار نگرفته است؛ در حد مکان قرار گرفته نه در خود مکان.
مرحوم آخوند بعد از نقل سخن شیخ هفت بحث را در ضمن «و فیه مواضع من النظر