درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩ - آیا « شر بالقوه » خیر از « شر بالفعل » است؟
البته در اول فصل مرحوم آخوند مطلبی را طرح کرده و آن را خیلی دنبال نکرده چون جایش اینجا نبوده است. ایشان میگوید در میان قدما کسانی به تقدم مطلق ماده بر صورت قائل بودهاند و نظریات دانشمندان خیلی قدیم را ذکر میکند.
بعضی از آنها گفتهاند که در ابتدا فقط مادهای وجود داشته، بدون آنکه صورتی وجود داشته باشد و این ماده در یک حال بیصورتی مطلق بوده است. بعد برای موجودی نفسْ مانند این فکر پیدا شد که ماده را تدبیر کند، اما نتوانست. (اینها حرفهای افسانه وار است) خدا دید که این کاری است که شده و نفس نمیتواند از عهده آن بر بیاید، پس خودش به آن موجود کمک کرد، ماده را تدبیر نمود و سر و صورتی به عالم داد. پس این قول قائل به تقدم مطلق ازلی ماده است که بعدها در لایزال صورتی پیدا شده است.
این نظریه در میان یونانیان قدیم وجود داشته که افکار مخصوصی داشتهاند که نه میشود گفت که آنها مادی بودهاند و نه میشود گفت الهی بودهاند؛ هم فکرهای الهی داشتهاند و هم فکرهای مادی. ولی حکمای اسلامی معتقدند که اصلًا هیچ وقت نبوده است که ماده لَختی بدون صورت وجود داشته باشد، بلکه همیشه ماده در کنار صورت وجود داشته است.
مرحوم آخوند نظرات دیگری را هم مطرح میکند. برخی گفتهاند اصل عالم، مادهای به صورت ذرات صغار صلبه بوده و در ازلْ این ماده، بی نظم و ترتیب در حال حرکت بوده است و صورتی هم در کار نبوده است، تا اینکه یک وقت «اتفاق» باعث شد این ذرات به یکدیگر بپیوندند و بدین ترتیب صورت و قوه و امثال آن پیدا شد و الا از اول مادهای بود بدون قوه و صورت.
مرحوم آخوند پس از نقل این اقوال میگوید بعد از اینکه ما مسئله ماده و صورت را به آن شکل اثبات کردیم چنین اموری محال است و بنابراین چنین چیزهایی نبوده است.
آیا « شر بالقوه » خیر از « شر بالفعل » است؟
در تتمه این فصل، مرحوم آخوند مطلبی را تحت عنوان «وهم و اندفاع» مطرح میکنند که در واقع یک اشکال و جواب است.
[مستشکل] میگوید ما قبول نداریم که هر فعلیتی بر قوه خودش فضیلت دارد.
گاهی بر عکس است؛ یعنی قوه، خیر از فعل است و فعل، شر از قوه است، زیرا خود شر ممکن است بالفعل باشد و ممکن است بالقوه باشد. آیا «قوه شر» بهتر است یا «فعلیت