درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧ - چند نکته درباره تعریف حرکت
یک «تعریف حدی» نمیتواند داشته باشد، اما میتواند چندین تعریف غیر حدی داشته باشد. اگر بخواهیم انسان را تعریف حدی کنیم یک تعریف حدی بیشتر ندارد، ولی اگر آن را به لوازم و آثارش تعریف کنیم به چندین طریق میتوان آن را تعریف کرد که همه هم درست باشد؛ منتها باید ببینیم در میان تعریفات رسمی کدام یک جوانب را بهتر بیان کرده است [١].
نکته دیگری که در باب تعریفات حرکت باید ذکر کنیم این است که در فصل بعد ما بحث میکنیم که آیا حرکت به معنی توسط وجود دارد یا حرکت به معنی قطع وجود دارد یا هر دو وجود دارد، همچنان که از کلمات مرحوم آخوند استفاده میشود. اگر گفتیم حرکت به معنی قطع وجود دارد نه حرکت به معنی توسط، حرکت را باید به یک نحو تعریف کنیم و اگر بگوییم حرکت به معنی توسط وجود دارد نه حرکت به معنی قطع، باید حرکت را به نحو دیگری تعریف کنیم. لهذا بهتر این بود که مرحوم آخوند قبل از اینکه حرکت را تعریف کند، اول بیان میکرد که حرکت به معنی توسط و حرکت به معنی قطع به چه معناست و کدام یک وجود دارد و بعد به تعریفات میپرداخت.
مسئلهای که برای ما باقی میماند، مقایسه این تعریفات است. حتماً این تعریفات باید مقایسه بشود تا ببینیم جامعترین تعریفات کدام است. آنچه در اینجا بیان شده همه تعریفات نیست و تعریفات دیگری هم میتوان ارائه کرد. معمولًا تعریف ارسطویی را از همه تعریفها جامعتر میدانند. آیا تعریف ارسطو از تعریف بوعلی جامعتر است و یا تعریف حرکت به حدوث تدریجی- که ظاهراً منتخب خود مرحوم آخوند است- جامعترین تعاریف است؟ خود مرحوم آخوند در بعضی جاهای دیگر حرکت را به «صیرورت» به معنای گردیدن تعریف میکند که مصدر «صار» از «افعال ناقصه» است. گاهی به جای گردیدن، از «شدن» استفاده میشود؛ میگویند چیزی چیز دیگری «میشود» که الآن در فارسی معمول است.
ما همه اینها را باید مقایسه کنیم و ببینیم کدام یک بهتر است. برای مقایسه این تعاریف بهتر این است که صبر کنیم که ابتدا بحث حرکت توسطی و حرکت قطعی مطرح شود
[١]. سؤال: اگر حرکت را از سنخ وجود بدانیم پس دو مقوله «ان یفعل» و «ان ینفعل» را نیز باید از مقولات خارج کنیم.
استاد: نه، میان آن دو مقوله با حرکت فرق گذاشتهاند که بعد به آن میرسیم.