درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩ - ایراد وجیه علامه طباطبایی
موضوع و نسبت داشته باشد ولی محمول نداشته باشد یا محمول و نسبت داشته باشد ولی موضوع نداشته باشد.
مرحوم آخوند در اینجا اینطور جواب میدهد که مقوله مضاف گرچه دو طرف دارد ولی در عالم ذهن دو طرف دارد. در تعریف مقوله مضاف گفتهاند که اضافه، متکرر الطرفین است به طوری که «ان عُقلا عُقلا معاً»؛ یعنی به حیثی است که تعقل هر یک از دو طرف متضایفین، مستلزم تعقل دیگری است و تعقل یکی بدون تعقل دیگری محال است، مثل ابوت و بنوت. ولی این مخصوص به ظرف ذهن است و به عالم خارج ارتباط ندارد. همچنین دو طرف اضافه، طوری هستند که بالقوه و نیز بالفعل متکافیء هستند یعنی اگر یکی بالقوه باشد دیگری هم بالقوه است و اگر یکی بالفعل باشد دیگری هم بالفعل است:«المتضایفان متکافئان قوة و فعلًا».
ایراد وجیه علامه طباطبایی
اینجا باز آقای طباطبایی ایراد خوب و صحیحی گرفتهاند. البته به این عبارت که من عرض میکنم نگفتهاند ولی مقصودشان این است که میان «مقوله مضاف» و اضافه به معنای مطلق «نسبت»، فرق است. گاهی میگوییم اضافه، و مقصود، اضافه مقولی است یعنی آن اضافهای که حکما آن را یکی از مقولات دهگانه دانستهاند. آن اضافه، اضافه متکرر الطرفین است. در مورد اضافه مقولی این حرف شما درست است که تکرر طرفین [و نیاز داشتن به دو طرف] مربوط به عالم ذهن است.
اما بحث ما درباره اضافه به معنای نسبت است. وقتی میگوییم «زید قائم»، میان زید و قیام نسبتی هست که کسی آن را از مقوله اضافه نمیداند. ولی به معنای دیگری در اینجا اضافه هست، چون نسبت هست. نسبت، رابط است و رابط، دو طرف میخواهد. بله، اگر نسبت در ذهن باشد، دو طرف نسبت هم باید در ذهن باشد ولی اگر در خارج باشد، دو طرف نسبت هم باید در خارج باشد. اگر دو طرفْ اعتباری است، نسبت هم اعتباری است و اگر دو طرف عینی است، نسبت هم عینی است؛ اگر دو طرف بالقوه است نسبت هم بالقوه است و اگر بالفعل است نسبت هم بالفعل است. بنابراین وقتی [در بحث امکان استعدادی] میگوییم یک شیء خارجی با شیئی که معدوم است در خارج نسبت دارد، چه معنایی دارد که حال با آینده ارتباط داشته باشد؟.
مرحوم آخوند اصل این نظر آقای طباطبایی را قبول دارند و در واقع ایراد آقای