درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١ - یک مثال
پس محرکیت آندو که در وسط هستند که هم متحرک هستند و هم محرک، متوقف بر محرکیت ماقبل خودشان است. حال اگر این وسط از دو تا هم بیشتر باشد، سه تا یا پنج تا یا ده تا باشد، در این جهت فرق نمیکند، یعنی از جهت واسطه بودن همه حکم واحدی دارند. روح برهان این است که ما این مطلب را درک کنیم که واسطه چه یکی باشد چه بیشتر در حکم واحد است. اگر واسطه بیست تا باشد باز حکم یک واسطه را دارد؛ یعنی این حکم بر آن صادق است که «لایحرک ما بعده الّا و حرّکه ما قبله» مابعدِ خود را حرکت نمیدهد مگر آنکه ماقبل آن، آن را حرکت دهد. حال اگر میلیاردها واسطه داشته باشیم باز این حکم درست است، یعنی حرکت این آخری فقط بر ماقبل خودش توقف ندارد بلکه بر همه توقف دارد. این امر آخری حرکت نمیکند مگر اینکه این میلیاردها را آن ماقبل میلیاردها به حرکت دربیاورد و در این جهت یکی با میلیاردها هیچ فرق نمیکند و این مجموع حکم یک واحد را پیدا میکند.
حال اگر ما به جای این یک میلیارد، بگوییم غیرمتناهیای که همه واسطه باشند و طرف نداشته باشد مسئله چه صورتی پیدا میکند؟ در این طرف (متحرک اخیر) متحرکی است که محرک نیست و از آن سوی دیگر، این سلسله متحرک محرک منتهی به محرک غیرمتحرک نمیشود. پس مافوق این آخری (متحرک اخیر) همه، واسطه و متحرک محرک هستند. گفتیم واسطه، چه یکی باشد چه هزارتا و چه غیرمتناهی، حکم یک واحد را دارد. پس تمام این غیرمتناهی هم مابعد خود را- که متحرک اخیر باشد- حرکت نمیدهد مگر آنکه چیز دیگری این غیرمتناهی (واسطه) را حرکت دهد. حال که این چیز دیگر وجود ندارد این واسطه نمیتواند محرک باشد. پس لازم میآید اینها حرکت نکنند و اگر اینها حرکت نکنند آخری نباید حرکت داشته باشد در حالی که چنین نیست. پس محال است که سلسله متحرکات در طبیعت غیرمتناهی باشد.
یک مثال
دیدیم که فرض ما در مورد محرکی نیست که در زمان قبل وجود داشته است. روی آن کسی بحث نمیکند چون آن محرک واقعی نیست. حرکت کوچک برگ یک درخت را در نظر بگیرید. اگر از جنبه طبیعی بخواهیم نظر کنیم میگوییم علت حرکت این برگ درخت مثلًا حرکتی بوده که در لحظه قبل هوا (باد) داشته است. باد معلول حرکت دیگری است که مثلًا در زمان قبل در جوّ در اثر تغییر درجه حرارت حاصل شده است. فیلسوف