درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤ - برهانی دیگر بر نیاز متحرک به محرکی غیر از خود
اول) و قبول کردیم که معطی کمال، محال است که فاقد آن کمال ولو به نحو اعلی باشد، پس محال است که یک شیء، خودْ محرک خود باشد، یعنی متحرک عین محرک و یا بینیاز از محرک باشد. اگر بگوییم متحرک بینیاز از محرک است یعنی [حرکت] حادث بلاعلت است. البته اشخاصی که در این بحث ایراد میکنند نمیگویند حرکت حادث بلاعلت است، بلکه میگویند حرکت، ذاتی خود متحرک است یعنی خودش به خودش حرکت میدهد که در جلسه بعد در این باره بیشتر صحبت خواهیم کرد.
بعد مرحوم آخوند جملاتی دارد که از نظر لفظ مقداری مبهم است. حاجی خواسته است این جملهها را معنی کرده و توضیح دهد. حتی در مورد چند کلمه میگوید که آنطور که در این نسخهها هست نیست. ولی از طرف دیگر عین همین عبارات که در اینجا آمده در شواهد الربوبیه و نیز در رسالة الحدوث مرحوم آخوند آمده است.
همه اینها را انسان نمیتواند احتمال بدهد که غلط نساخ باشد. ما توجیه حاجی را عرض میکنیم [١] که طبق آن، معنا درست است اما مستلزم تکلفاتی است که بعید است که از این عبارات چنین معنایی مقصود باشد و میتوان عبارات را به گونه دیگری معنا کرد. در این جلسه از نظر عبارت، زیاد پیش نرفتیم ولی چون بحث مشکل بود لازم دانستیم که آن حرفهای ارسطویی را بگوییم.
[١]. [این توضیحات در بخش پایانی کتاب آمده است.]