درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧ - نظر علامه طباطبایی در مورد امکان استعدادی
انسان است خودش یک کیفیت حادث باشد، مسبوق به استعدادِ استعداد است که آن هم باید مسبوق به استعدادِ استعدادِ استعداد باشد. پس غیر از استعداد صورتها ما باید یک سلسله استعدادِ استعداد الی غیر النهایه داشته باشیم، در صورتی که قطعاً چنین چیزی نیست. ولی اگر امکان استعدادی اضافه باشد، اضافه خفیف المؤونه است [١].
گفتیم در اینجا بیان آقای طباطبایی بهتر از بیان حاجی است. ایشان بیان بسیار خوبی دارند که در حاشیه خود در اینجا مطرح کردهاند و در ذیل آن نظرات مفیدی را طرح کردهاند.
نظر علامه طباطبایی در مورد امکان استعدادی
ایشان میفرمایند نسبت امکان استعدادی به هیولی نسبت «جسم تعلیمی» به «جسم طبیعی» است، یعنی هیولی و امکان استعدادی اصلًا دو چیز نیستند، یک چیز هستند. ایشان اشاره میکنند به آن مطلبی که شیخ و مرحوم آخوند و دیگران قبول دارند که نسبت جسم طبیعی و جسم تعلیمی نسبت لامتعین و متعین است. جسم تعلیمی در خارج، عارض بر جسم طبیعی نیست، بلکه عروض آن، عروض عقلی و تحلیلی است.
این شیء، هم جسم طبیعی است و هم جسم تعلیمی؛ به یک اعتبار جسم طبیعی است و به اعتبار دیگر جسم تعلیمی. اگر صرف جسمیت آن را بدون آنکه متقدر به قدر خاص باشد در نظر بگیریم میشود جسم طبیعی. «جسم بودن» اقتضای تقدر خاص ندارد؛ جسم، جسم است، میتواند از این اندازه کوچکتر باشد یا بزرگتر، و حتی از آن جهت که جسم است ابا ندارد که غیر متناهی باشد. در جسمیت تقدر نخوابیده است ولی در عین حال این جسم متقدر است. این تقدر یک عارض خارجی نیست که در مرتبه اول، جسم وجود پیدا کرده و در مرتبه دوم مقدار در خارج عارض آن شده باشد. با این نظریه، اشکال در باب امکان استعدادی حل میشود یعنی اگر هیولی را مبدع بدانیم امکان استعدادی هم
[١]. اشکال: آن اشکال جنابعالی همچنان باقی است که اگر امکان نوعی اضافه باشد باید نحوه وجودی ولو ضعیف داشته باشد.
استاد: در مثل وجود اضافه اشکالی پیش نمیآید، برای اینکه چنانکه گفتیم اضافه خفیف المؤونه است. اینها در باب اضافه معتقدند که اگر میگوییم اضافه وجود دارد یعنی به تبع منشأ انتزاع خود وجود دارد و لهذا در بعضی از جاهای دیگر، اضافه را از «معقولات ثانیه» میشمارند. ولی درباره کیفیت این حرف را نمیشود گفت؛ نمیتوانیم یک شیء را از مقوله کیف و در عین حال امر انتزاعی بدانیم.