درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨ - ایراد فخر رازی در مورد مغایرت فاعل و قابل
الاستعداد، لا حقیقة لها الّا أنها قوّة محضة» دیگر نمیتواند در اشیاء دو جور باشد. چیزی که حقیقتش قوه محض است دیگر تصور ندارد که در اشیاء، مختلف باشد.
بعد فخر رازی به برهان پنجم- که همان برهان قوه و فعل است- ایراد گرفته است.
این ایراد باز از آنجا ناشی شده است که او معنای قوه را آنچنان که باید درک نکرده است و لهذا دیگر بحثی از آن نمیکنیم.
ایراد فخر رازی در مورد مغایرت فاعل و قابل
فخر رازی در اینجا یک «ان قیل» را طرح کرده و خود جواب داده است. این «ان قیل» که به برهان پنجم برمیگردد میگوید ماده نمیتواند فاعل حرکت باشد چون ماده قابل است و شیء واحد نمیتواند هم فاعل باشد و هم قابل. فخر رازی در جواب میگوید این حرفها چیست که نمیشود شیء در آن واحد هم قابل و هم فاعل باشد؟! ماهیت برای لوازم خودش هم قابل است هم فاعل، مثل زوجیت برای اربعه. آیا اربعه فاعل زوجیت است یا قابل زوجیت؟ به اعتباری فاعل زوجیت و به اعتباری قابل زوجیت است. قابل زوجیت است، چون چیز دیگری نیست که بگوییم زوجیت ابتدا عارض آن شده و به تبع آن عارض اربعه شده است. مسلّماً زوجیت عارض خود اربعه میشود. فاعلی هم در کار نیست یعنی اینطور نیست که علتی از خارج آمده و اربعه را زوج کرده است. پس اربعه، هم خودش زوجیت را به خودش داده و هم خودش زوجیت را از خودش پذیرفته است؛ پس خودش در آن واحد هم فاعل است و هم قابل.
یک مثال دیگر که در بعضی جاهای دیگر هم ذکر میکنند، صفات باری تعالی است. میگویند ذات واجب تعالی که دارای صفات است خودش هم فاعل این صفات است و هم قابل این صفات.
مرحوم آخوند در جواب میگوید این باز یک نوع مغالطه است. در باب ماهیات اصلًا فعل و قبولی نیست، اگر آنجا فعل و قبول بگویند، مَجاز است. ماهیت، خودش امری است اعتباری و لوازمش هم اعتبارات ذهن است. ذهن ماهیتی را در عالم خودش اعتبار و وضع میکند و همان ذهن است که برای آن ماهیت، لازمی هم تصور میکند. ماهیت چیزی نیست که «قابل» چیزی باشد و چیزی نیست که «فاعل» چیزی باشد. بحث ما درباره قبول عینی است؛ قبول عینی معنایش این است که شیئی در خارج وجود دارد و یک امر وجودی را در خارج میپذیرد. اینها که شما (فخر رازی) فاعل و قابل فرض کردید اموری