درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨ - فصل ١٠
فیه، فإنّ الشیء إذا کان حاله فی کلّ حین فرض مخالفاً لحاله فی حین آخر قبله أو بعده کانت تلک الأحوال المتتالیة امورا متغایرة تدریجیة علی نعت الوحدة و الاتّصال، فأفلاطون عبّر عن هذا المعنی بالخروج عن المساواة، و فیثاغورس عبّر عنه بالغیریة، و المقصود واحد، و لا یرد علیهما أنّ کلا من هذین المعنیین أمر بسیط لایعقل فیه الامتداد و الاتّصال؛ فلیس شیء منهما تمام حقیقة الحرکة، لکنّ الشیخ لم یلتفت إلی التوجیه المذکور، و قال فی الشفاء: إنّ الحرکة قد حُدّت بحدود مختلفة مشتبهة [١] و ذلک لاشتباه الأمر فی طبیعتها إذ کانت لا یوجد أحوالها ثابتة بالفعل و وجودها فیما یری أن یکون قبلها شیء قد بطل و شیء مستأنف الوجود، فبعضهم [٢] حدّها بالغیریة إذ کانت توجب تغیر الحال و إفادةً لغیر ما کان [٣] و لم یعلم أنّه لیس یجب أن یکون ما یوجب إفادة الغیریة فهو نفسه غیریة فإنه لیس کلّ ما یفید شیئاً یکون هو إیاه، و لو کانت الغیریة [٤] حرکة لکان کل غیر متحرکاً و لیس کذلک. و قال قوم: إنها طبیعة غیر محدودة، و الأحری أن یکون هذا إن کان صفة لها صفة غیرخاصة فغیر الحرکة کذلک أیضاً کاللانهایة و الزمان. و قیل [٥] إنّها خروج عن المساواة کأنّ الثبات علی صفة واحدة مساواة الأمر بالقیاس إلی کلّ وقت یمر علیه و أنّ الحرکة لایتساوی نسبة أجزائها و أحوالها إلی الشیء فی أزمنة مختلفة، فإنّ المتحرّک فی الأین فی کلّ آن له أین آخر، و
[١]. حرکت از اموری است که مشتبه است. قبلًا عرض کردیم که همانطور که آیات تدوینی برخی محکم و برخی متشابه هستند آیات تکوینی هم برخی محکم و برخی متشابهند. (حاجی هم به «کالایات المتشابهة» تعبیر میکند) [آیات تکوینی متشابه] با یکدیگر اشتباه میشوند؛ میبینید برای یک چیز دو تعریف میکنند که با هم متناقض از کار درمیآیند. مثل تعریفی که برای حرکت به معنی توسط و حرکت به معنی قطع میکنند. وجود حرکت، امری واضح و بدیهی است ولی همین امر حقیقتش چیست؟
هزاران حرف از آن درآمده است.
[٢]. یعنی فیثاغورس.[٣]. مرحوم آخوند بعد به این مطلب اشکال میکند و میگوید حرکتْ موجب غیریت نیست، بلکه مصداقاً عین غیریت است.[٤]. این، ایراد دوم شیخ است.[٥]. مراد، قول افلاطون است.