درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥ - تعاریف دیگر حرکت
تعاریف دیگر حرکت
دو تعریف دیگر هم در اسفار ذکر شده است که تعریفهای ساده تری است. میگوید رهط یا گروهی از حکمای اسلامی به تبعیت بعضی از قدما گفتهاند:«الحرکة زوالٌ من حالٍ او سلوک من قوة الی فعل». بعد، از بوعلی نقل میکند که گفته است در این تعریف لفظ مترادفی به جای لفظی دیگر قرار داده شده است، چون حرکت و سلوک به یک معنا هستند. چه بگوییم «حرکة من قوة الی فعل» و چه بگوییم «سلوک من قوة الی فعل» هر دو یکی است.
ایراد دیگری که بر این تعریف وارد است همان است که حاجی هم به آن اشاره میکند. زوال نظیر غیریت مفهوم منفی دارد؛ ما نمیتوانیم حرکت را به یک امر منفی تعریف کنیم. لازمه حرکت «زوالٌ من حالٍ» هست، اما حرکت عین آن زوال نیست.
لهذا در تعریف شیخ حرکت تبدل است که در مفهوم تبدل، زوال حالی و جانشین شدن حالی هر دو گنجانده شده است.
البته در اینجا ابهامی در بیان شیخ و آخوند و دیگران هست. میگویند آنها (گروهی از حکمای اسلامی) گفتهاند:«زوالٌ من حالٍ او سلوک». ایندو که نمیتوانند یک تعریف باشند. لابد دو تعریف بوده است؛ یعنی بعضی گفتهاند حرکت «زوالٌ من حال» است و بعضی گفتهاند «سلوک من قوة الی فعل» است؛ نمیشود هر دو را در یک تعریف بگنجانیم. پس کلمه زوال به تنهایی نمیتواند تعریف حرکت باشد.
مرحوم آخوند میگوید «اقرب التعاریف» و نزدیکترین تعریفها- که ظاهراً این هم از شیخ است- این است که بگوییم «الحرکة موافاة حدودٍ بالقوة علی الاتصال» حرکت عبارت است از موافات حدها. موافات باب مفاعله از «وفی» است. «وفی» گاهی به معنای وفای به عهد و گاهی به معنای استیفا و توفّی یعنی استیعاب تمام یک شیء است. در کتب لغت مثل قاموس «وافی» را به معنای «اتی» هم آوردهاند. اگر مفهوم «آمدن» را با مفهوم «استیفا» ترکیب کنید از آن موافات درمیآید.«موافاة حدود بالقوة علی الاتصال» معنایش این میشود که حرکت عبارت است از اینکه جسم تمام حدود مسافت را متصلًا استیفا کند؛ هیچ حدی نماند مگر اینکه این جسم یک آنْ در آن حد بوده است، ولی به شرط اینکه استیفای این حدود، متصل باشد یعنی وحدت اتصالی داشته باشد نه اینکه موافاتها از یکدیگر منفصل باشند. این موافات تدریجی باید ممتد، متصل و واحد باشد. راجع به کلمه موافات و حدود اگر بیش از این بخواهیم توضیح بدهیم، باید حرکت توسطی را که در