درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧ - اندرزی به طالبان حکمت متعالیه
روح انسان جلوه میکند. اساساً اسلام بر همین اساس است؛ از یک طرف بر عقل و بر علم تکیه فوق العاده دارد و از طرف دیگر تکیه فوق العاده بر اخلاص دارد.
حدیثی نبوی است که شیعه و سنی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله روایت کردهاند و در کافی نیز از حضرت باقر علیه السلام به نقل از حضرت رسول صلی الله علیه و آله با اختلافی در عبارت آمده است:«من اخلص للَّه اربعین صباحاً جرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه» [١].
مکتب صدرالمتألهین مکتب توأم شدن عقل و قلب است. آقای طباطبایی میفرمودند من اوایل که اسفار میخواندم خیلی کار میکردم و خیلی فکر میکردم و خیلی هم تجزیه و تحلیل میکردم. بعد کم کم در من این غرور پیدا شده بود که خود آخوند هم اگر بیاید دیگر بهتر از این نمیتواند این مطالب را تجزیه و تحلیل کند. تا بعد میروند نزد استادشان مرحوم آقای قاضی که استاد سیر و سلوک و معنویت بوده است. آقای طباطبایی میفرمودند وقتی که ایشان وارد بحث مسائل وجود شد یکمرتبه معتقد شدم که من تا به حال یک کلمه از اسفار نمیفهمیدم. اگر کسی بخواهد واقعاً حکمت متعالیه را بخواند باید زمینه قلبی و روحی و زمینه معنوی آن را هم فراهم کند و الّا «ظلمات بعضها فوق بعض» [٢] میشود. امیدواریم در این مدت آقایان موفق باشند [٣].
______________________________[١]. بحارالانوار، ج ٧٠/ ص ٢٤٢، با اندکی اختلاف.
(٢). نور/ ٤٠.
[٢]. [چون درس به مدت سه هفته تعطیل شده است استاد در جلسه بعد مقداری از مباحث گذشته را یادآوری میکنند.]