درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢ - برهان چهارم
مستلزم این نیست که حرکت فلک غایت نداشته باشد برای اینکه هر وضع بعدی غایت وضع قبلی است.
شاید به همین جهت [که همه این شش برهان مورد قبول مرحوم آخوند نبوده است] ایشان مطلب را به صورت «حجج موروث از حکما» ذکر کرده و اگرچه ایرادهای فخر رازی را- که آن ایرادها غیر از ایرادهایی است که ما ذکر کردیم- ذکر کرده، ولی در مقام پاسخ به ایرادهای مربوط به سه برهان اول و دوم و سوم برنیامده است [١]. ولی حق این بود که در اینجا مرحوم آخوند یا لااقل محشین ایرادهایی که به برهان دوم و سوم وارد است ذکر میکردند. ایراد به برهان اول چون بر مبنای علم جدید است حساب دیگری دارد ولی حق این بود که ایرادهایی که بر مبنای خود فلسفه ماست ذکر میشد. از این هم بگذریم و برویم سراغ برهان چهارمی که برای اثبات این قاعده آوردهاند.
برهان چهارم
اجسام عالم در جسمیت با یکدیگر شریک هستند اما در نوعیت با یکدیگر اختلاف دارند. همه اجسام اعم از انواع جمادات، انواع نباتات و انواع حیوانات در این جهت شریک هستند که جسم هستند ولی اختلافشان در صور نوعیه است که مبدأ فصول است. مثلًا این جسم، نامی است و آن جسم غیر نامی است، این جسم نامی حساس است آن جسم نامی غیر حساس است، که درباره صور منوّعه بعد به تفصیل بحث خواهیم کرد.
برهان چهارم میگوید اگر جسم، لذاته متحرک باشد یعنی خود به وجود آورنده حرکت خود باشد و همان جسمیت مشترکه که حرکت را قبول میکند موجد حرکت جسم باشد لازم میآید همه اجسام عالم در همه حرکات با یکدیگر شریک باشند، چون علت واحد، معلول واحد را اقتضا میکند. (البته بعد خواهیم گفت که بر مبنای سخن حکما صور نوعیه موجد حرکت است). چرا این سنگ که حرکت میکند به طرف پایین میآید؟ آیا این فقط به واسطه این است که جسم است یعنی دارای ابعاد سه گانه است؟ خوب هوا یا آتش هم دارای ابعاد سه گانه است. آیا آن جسمی که نمو پیدا میکند از آن جهت نمو پیدا میکند که دارای ابعاد سه گانه است؟ در این صورت همه اجسام باید آن نمو و حرکت را داشته
[١]. [سه برهان اول و دوم و سوم گرچه ظاهراً مورد قبول خود ملاصدرا نبوده ولی مراد استاد این نیست که لزوماً ایرادهای فخر رازی دلیل این عدم قبول بوده است.]