بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٢٨ - ١ ـ سوشيانت
رادمردان [تو ]گوش فرا دهم. (يسنه هات ٥٠، بند٤)
^ مزدى كه «زرتشت» به «مَگَوَنانْ»[١]كه از آغاز سراى «مزدااهوره» بوده است. (يسنه هات ٥١،بند ١٥)
سرودهاى فوق، به وضوح نشان از بشارت آمدنِ روز قيامت و غلبه ى نيكى بر بدى، پُل داورى ( پل چينوت يا صراط) و بهشتِ برين دارد; امّا در هيچ كدام از اين سروده هاى مربوط به آخرت، كاركردى براى سوشيانت پيش بينى نشده است.
براين اساس مى توان نتيجه گرفت كه كاربردِ سوشيانت در گاثاها به گونه اى كاملاً مشهود، عامّ و غيرمبتكرانه بوده; و چنان مى نمايد كه زرتشت در اين سروده ها، از واژه ى مذكور به مثابه ى مفهومى آشنا يا قابل درك براى مردمانش بهره جسته است. اين نكته را با مرورى برگاثاها، بى دشوارى مى توان دريافت. زيرا جنبه هاى انقلابىِ آموزه هاى زرتشت ـ چون طردِ همه جانبه ى دَئْوِه ها ( ديوان) و نفىِ شراب خوارى، ممنوع كردنِ قربانى هاى خونين و ارادتِ يكپارچه ى او به اهوره مزدا ـ همواره تمايزى قابل شناخت داشته اند. در گاثاها، نه فقط مفهوم «منجى» در مقايسه با آن چه گذشت، دقيقاً تبيين نشده، بلكه زرتشت با سوشيانت ناميدنِ خود ـ و آنان كه خواهند آمد ـ از اين واژه به شكلى غيراختصاصى بهره گرفته است. به عبارت ديگر، با توجّه به شيوه و كاربرد واژه ى سوشيانت در گاثاها، مى توان گفت كه مفهوم موعود، دستاورد ابتكار يا رسالت زرتشت نبوده است.
[١]ـ درمعناى واژه مگونان اختلاف است. برخى آن را از ريشه ى «مغ» و به معنى «انجمن برادرى مغان» دانسته اند. نگارنده با كسانى كه مگونان را به «انجمن پذيرندگان و پيروان پيام و آموزش زرتشت» ترجمه كرده اند، موافق است.