پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٦ - نتايج و آثار شهادت امام حسين عليه السلام
و او در اين بيت از سروده خود، نه تنها وحى را انكار كرده است؛ بلكه نبوّت و خلافت را نيز، سلطنت دانسته است. [١] و همين بىاعتقادى بود كه اين شيطان اموى را واداشت، تا با كشتن امام عليه السلام و اسارت «اهلبيت» او، كينههاى ننگين و پوشيده اموى را در رابطه با اسلام و خاندان محمّد صلى الله عليه و آله آشكار كند. و روشن است كه اگر رسيدن به قدرت و سلطنت تنها هدف بنى اميّه بود، با واقعه عاشورا، حسين عليه السلام به ظاهر، از سر راه اين هدف برداشته شد، و يزيد به آن چه مىخواست نايل آمد. و امّا چرا از ادامه مظالم و جناياتش دست برنداشت و با قساوتى بىنظير و سخت بىباكانه، مُهيبترين قتل عامى را كه از وحشىها و جلّادهاى تاريخ سراغ نداريم با مردمى بىپناه، مرتكب شد؟
حادثه كربلا و شهادت امام حسين عليه السلام از همان عصر عاشورا، به سود جبهه حق تمام شد و كفّه ترازو را به سود حق، سنگين كرد. و باندِ اموى را در رسيدن به آرزوى شومى كه در سر داشتند؛ يعنى محو اسلام و آثار نبوّت، ناكام گذاشت. [٢]
[١]. در شذرات الذهب، پس از نقل اين اشعار، آمده است: اگر استناد آنها به يزيد صحيح باشد، بىترديد، دليل بر «كفر» اوست، (ج ١، ص ٦٩).
و همينطور، ابنجوزى، در تذكرة الخواص، پس از نقلِ آنها، گويد: قاضى ابويعلى از احمد بن حنبل نقل كرده است كه اين اشعار در صورت صحّتِ استنادِ آنها به يزيد، دليل «فسق» اوست.
[٢]. حضرت زينب كبرى عليها السلام در سخنرانى خود در برابر يزيد و حاضران در مجلس او، فرمود:
«يزيد! آنچه حيله دارى به كار بَر و آن چه توانايى دارى، بكوش و از نيروى خود بهره گير؛ به خدا سوگند نخواهى توانست نام نيك ما را محو كنى و وحى و رسالت را نابود سازى».
از كلام آتشين بانوى بانوان برمىآيد كه يزيد و اساساً خاندان ابوسفيان بر سر آن بودند كه تا بساط وحى و نبوّت را برنچينند، از پاى ننشينند. و اين مهمّترين تاثير شهادت امام بود كه آنها را در اين هدفِ پليدشان، ناكام كرد.