پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٧ - چرا بايد در شگفت بود؟
قرآن كريم، در آيهاى از شخصى ياد كرده است، كه دانش كتاب- قرآن- نزد اوست و گواه حقانيت پيامبر گرامى است. و در رواياتى از شيعه و سنّى، او را امام على بن ابى طالب عليه السلام دانستهاند:
«وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدَما بَيْنِى وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِندَهُ و عِلْمُ الْكِتبِ». [١]
و كسانى كه كفر ورزيدند گويند: تو فرستاده [خدا] نيستى؛ بگو:
ميان من و شما خدا گواهى بسنده است و آن كه دانش كتاب- قرآن- نزد اوست. [٢]
سَدير گويد: من و ابو بصير و يحيى بزّاز و داود بن كثير، در مجلس امام صادق عليه السلام بوديم، آن حضرت با چهرهاى خشمگين وارد شد و چون در جاى خود نشست، فرمود:
جبا (شگفتا) از مردمانى كه گمان مىكنند ما از دانش غيب برخورداريم، غيب را جز خداى عزيز و جليل نمىداند. من خود بر اين قصد بودم كنيزكم (فلانه) را تنبيه كنم، او از دستِ من گريخت و ندانستم در كدام اطاقِ منزل پنهان شده است.
[١]. رعد، آيه ٤٣.
[٢]. مطابق روايات متعدد از طريق شيعه و اهل تسنّن كه در كتابهاى تفسير مانند تفسير روح المعانى، الدرّ المنثور و ... آمده، مراد از كسى كه علم كتاب نزد اوست، على عليه السلام است كه از همه امت مسلمان به كتاب خدا داناتر بود. و اگر گفته شود: گواهى خدا به نبوّت پيامبر صلى الله عليه و آله و نيز گواهى على عليه السلام كه پسر عم او بود چگونه براى كافران حجت است؟ گوييم: گواهى خدا همان چيره و پيروز گردانيدن دين حق و پيامبر و فرستادن آيات و معجزات است، و امّا گواهى على عليه السلام فداكارى و استقامت بىنظير و مداومِ او و اقامه دليل و برهان بر حقّانيت اسلام و قرآن از جانب اوست.