پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٧ - فصل ششم امامت و آگاهى از علمِ غيب
از شرح و تبين آيات، در پيشگفتهها روشن شد كه:
اوّلًا: جانشينى پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله همچون خود پيامبرى، منصبى الهى و با گزينش خداوند است، كه در مواقع مختلف و به مناسبتها، به وسيله پيامبر به مسلمانان ابلاغ شده است. از اين رو، خلافت و امامت خليفه پيامبر، نه محصول آراء عمومى مسلمانان و نه گزينش گروه خاصى به نام اهل «حَلّ و عَقْد» است. و به تعبير ديگر، اساساً دست بشر در گزينش امام به طور كلى كوتاه است. [١]
[١]. امام رضا عليه السلام به عبدالعزيز بن مسلم فرمود: اى عبدالعزيز، به راستى خداوند- عزّ و جلّ- جانِ پاكِ پيامبرش را باز نگرفت مگر پس از آن كه دين خود را كامل فرمود و قرآن را كه روشنگر همه چيز است و حلال و حرام و احكام و تمام نيازمنديهاى مردم به كمال و تمام در آن بيان گشته فرو فرستاد، و فرمود: «ما فرّطنا فِى الكِتَابِ مِنْ شيءٍ؛ ما در قرآن چيزى را فروگذار نكرديم.» (انعام، آيه ٣٨) و در حجِّ بِدْرود كه پايان عمر آن حضرت بود بر او نازل فرمود: «الْيَوْمَ يَل- سَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلمَ دِينًا»؛ دين شما را به حدّ كمال رسانيدم و بر شما نعمت خود را تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم» (مائده، آيه ٣)، و امر امامت از كمال دين است. و پيامبر صلى الله عليه و آله درنگذشت مگر آن كه همه نشانههاى دينش را براى امتش روشن ساخت و راههاىشان را براى ايشان توضيح داد و ايشان را به راه حق سپرد. و على عليه السلام را پرچم و پيشوايى براى آنان قرار دارد، و هيچ چيز از نيازمندىهاى مردم را واننهاد، مگر آن كه آن را بيان كرده باشد. پس هر كه ادّعا كند كه خداوند دينش را كامل نفرموده در واقع كتاب خدا را رد كرده، و هر كه كتاب خدا را رد كند به راستى كافر شده است. آيا قدر و منزلت امامت و پايگاه آن را در ميان امت مىفهمند، تا بِهْ گزينى (و انتخاب) ايشان در آن روا باشد؟ در «عيون اخبار الرضا» فرمود: به راستى امامت گرانقدرتر و بزرگوارتر و بلندپايگاهتر و استوار حصارتر و ژرفتر از آن است كه مردم با خردهاى خويش آن را دريابند و يا با انديشه و آراء خود بدان برسند يا بتوانند به اختيار خود امامى منصوب كنند، (تحف العقول، ص ٤٣٧؛ اصول كافى ج ١، ص ١٩٩؛ عيون اخبار الرضا، ج ١، ص ٢١٧).