پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٢ - چرا بايد در شگفت بود؟
براى همين، آنجا كه داشتنِ فضيلتى الهى، موجب انحراف گروهى از دوستداران نادان گردد و امام را جاهلانه، تا مرز «الوهيّت» بالا برند، و او را در وصف الوهيّت با خداوند شريك بدانند، تكليف امام است، كه به سختى از انحرافِ خطرخيز و تباهىآور، پيشگيرى كند، و خود را در رديف ديگران قرار دهد.
آرى، اهل بيت عليهم السلام، با اين كه در پرتو عنايت الهى و فيض سرشارِ ربّانى و تعليم و تربيت پيامبر صلى الله عليه و آله، از اين موهبتِ والا، در گستره بسيار وسيعى، برخوردار بودند، گاهى خود را از آن بيگانه وانمود مىكردند، تا اين كه نادانان گمان نكنند امام على بن ابى طالب- نعوذ باللَّه- خداست، يا در وصف خدايى با او شريك است، يا دستِ كم، از پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله بالاتر است. و همينطور، ديگر امامان عليهم السلام را فرشتگانى نپندارند كه از آسمان فرود آمدهاند، هم چنان كه مسيحيان، عيساى مسيح را، كه از بندگانِ خالص خدا بود و خود بدان مىباليد و مباهى بود، «خدا» يا «فرزند خدا» دانستند.
انگيزه ديگر اين كه، به زمانه امام صادق عليه السلام بنگريم، زمانهاى كه آن بزرگوار، در آن، مىزيست، با اين كه موقعيتى مناسب براى نشر تعاليم و آموزههاى وحى فراهم شده بود، و امام عليه السلام به خوبى از آن موقعيت، بهره برد و بيشترين و بزرگترين خدمتِ انسانى و الهى را به دانش و تمدن بشرى كرد، و امّا زمانهاى بسيار سخت و نفسگير بود. بروز و ظهور فضايل آل محمّد در شخصيت بىبديل امام صادق عليه السلام، مىتوانست حسدوَرْزان و كينهتوزانى تيرهدل، چون منصور دوانيقىِ مستبدِّ سفّاك را، برآشوبد و امام را از انجام اين تكليف بزرگ و حياتى بازدارد، و مردمان را در آن شرايط بسيار حسّاس و ارجمند، از دانش فراوان آل محمّد صلى الله عليه و آله كه از قلب پاك و نورانى امام صادق عليه السلام بر زبانش جارى بود، براى هميشه محروم كند. و آن معلّم بزرگ الهى و آموزگارِ هميشه وحىِ محمّدى را،