معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧ - پيشگفتار
روى پاسخها را پوشانده باشد و تنها به جوابهائى كه خالى از پارهاى از ابهامها نيست قناعت كنيم.
اما چارهاى نيست چيزى كه ريشههاى آن احياناً در ازل و ابد فرو رفته نمىتواند به روشنى مسائلى كه مربوط به امروز و ديروز است باشد. بعلاوه طبيعى است كه شنيدن جواب مبهم همچون ديدن يك شبح از دور است كه به هر حال از نديدن بهتر است.
تلاش براى يافتن پاسخ اين سؤالات از طرف فلاسفه و انديشمندان بشر زياد صورت گرفته است، و اين شانس را ما داريم كه با استمداد و استفاده از زحمات آنها راههاى پاسخ را زودتر و آسانتر پيدا كنيم.
كتاب حاضر گوشهاى از تلاش و كوششى است كه نگارنده طى ساليان دراز براى يافتن اين پاسخها انجام داده و اعتراف دارد كه تنها مىتواند پرتوى روى قسمتى از آنها بيندازد، ولى در هر حال كوششى است مثبت و نتيجه بخش سعى ما در اين است كه در اين كتاب صراحت را بر هر چيز ديگر مقدم داريم و نيز از الفاظ پر طمطراق اصطلاحى پرت