معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠
به اين ترتيب ما همواره شاهد تكامل هايى بودهايم ... نمىگوييم نقص در جامعه انسانيست نيست، بسيار هم هست، ولى وجود تكاملهاى فراوانى قابل انكار نمىباشد.
آيا از مجموع اين مطالعات نمىفهميم كه هدف آفرينش انسان در همه جا تكامل بوده، منتها نه فقط تكامل در جنبههاى مادى، بلكه در همه زمينهها، در زمينه علم، صنعت، فلسفه، اخلاق، ارزشهاى انسانى و در همه چيز.
البته ابزار اين تكامل و پيشرفت از جنبههاى مختلف دراختيار ما گذاشته شده است و نيروهاى مرموزى ما را در اين مسير به پيشروى دعوت مىكند.
در حقيقت ما از صفر شروع كردهايم و به سوى بى نهايت مىرويم و حركت ما دائماً و هميشه در ميان صفر و بى نهايت است.
و اگر مىبينيم كه در قرآن فلسفه آفرينش انسان «عبادت» ذكر شده وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ اْلإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ سوره ٥١ آيه ٥٦ نيز اشاره به همين حقيقت است، چه اينكه حقيقت عبوديت و بندگى خدا همان پرورش انسان