معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥ - ١٧- مسئلهاى به نام سرنوشت
شيرين مىبخشد!
و نيز اين بازى سرنوشت است كه بى گناهانى را به زندان مىافكند يا بر سر چوبه در مىكند و گنهكاران تبهكارى را به اوج عزت و آزادى مىرساند.
فكر درباره اين موضوع و اينكه نكند سرنوشت ما از سرنوشتهاى شوم و وحشتناك باشد- چقدر دلهره و وحشتانگيز است، نه تنها از نظر فلسفه آفرينش كه از نظر زندگى فردى نيز تار و پود وجود انسان را مىلرزاند كه اى واى اگر با سرنوشت شومى از مادر متولد شده باشيم چه مىشود ...
ولى مسلماً سرنوشت به اين معنى كه جزئيات زندگى ما در درون كتاب اسرارآميزى با مركب ثابتى كه رنگ ابديت دارد نوشته شده باشد و در درون وجود يا بيرون وجود ما نگاهدارى شود خرافه و موهومى بيش نيست و ريشه آن به دوران اساطير و افسانهها باز مىگردد.
و در حقيقت هيچ دليل منطقى و قانع كننده و هيچ نشانهاى كه اين موضوع را تأييد كند در دست نيست بلكه همه