معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤ - ١٣- يك اتاق اسرارآميز
«سكته» كه ناقص آن ترجيح دارد!
گفتم اتفاقاً آنهم كاملش خوب است، تكليف انسان را يكسره مىكند، يا زنده اين ديناست، يا مرده آن دنيا، نه يك موجود فلج معلق ميان اين دو!.
منظورم اين نبود. منظور اين بود كه سكته مغزى چنانكه از نامش پيدا است همان از كار افتادن ناگهانى همه يا قسمتى از اين اطاق كنترل عجيب است.
بسيار ميشود يك رگ موئين (كه بسيار از مو نازكتر و باريكتر و لطيف تر است) و مسؤليت تغذيه سلولهاى ظريف مغزى را به عهده دارد بر اثر از دست دادن قدرت ارتجاعى خود پاره مىشود و يك قطره كوچك خون روى يك بخش كوچك از مغز مىافتد و آنرا فاسد مىكند و از كار مىاندازد.
اين دكمه بسيار ظريف و كوچك گاهى دكمه كنترل زبان است و بلافاصله زبان از كار مىافتد، در حاليكه در خود زبان هيچ گونه اختلالى پيدا نشده، يا مربوط به چشم است و بلافاصله چشم، با آنكه ساختمانش هيچ آسيبى نديده، از كار مىايستد و اگر مربوط به عصاب طرف راست تن باشد طرف