معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣ - ٩- چگونه فكر كنيم و در چه بينديشيم
و به اين ترتيب چه بهتر كه عاقلها نيز خود را به عالم آنها بزنند و بدون آنكه موى دماغ آنها شوند همچون آنها اين چهار روزه عمر را بى دغدغه، و دور از هر فكر و خيال بگذرانند.
ولى روى اين حساب، از عالم بيخبرى ديوانگان بهتر و بى دغدغهتر، عالم گوسفندان پروارى است! زودتر از همه در سايه آن بى خبرى چاق و چله مىشوند و اگر مسابقهاى در اين زمينه ترتيب داده شود مسلماً آنها برنده خواهند بود.
و از آنها بى خبرتر سنگ و چوب و اين ديوارهائى است كه ما را احاطه كردهاند كه حتى آن مغز كوچك و ناتوان گوسفندان پروارى و نگاه كردنهاى بى تفاوت آنها را هم ندارند، پس بايد حال آنها را آرزو كنيم و مايه حسودى ما گردد.
ولى نه، هرگز چنين نيست، افتخار ما در اين نيست همچون ديوانگان با گوسفندان يا يك قطعه چوب خشك و بى جان و بى تأثر باشيم، خوشبختى ما در اين نيست كه مانند يك دست