معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥ - ٩- چگونه فكر كنيم و در چه بينديشيم
بصورت سرباز، و اسلحه ساز، و تكنيسين و كارشناس جنگى و محاسبات چى امور لجستيكى، و مخترعان و مكتشفان صنايع عظيم و گسترده ويرانگر، «سربار» نيم ديگر هستند، بلكه آن نيم ديگر به نوبه خود اينها را استخدام كردهاند كه جاده مرگ و نابودى آنان را صاف كنند، كه گور آنها را با دست خود بكنند، و اين درست به آن مىماند كه كسى نيمى از حقوق يا درآمد خود را «زهر» بخرد و براى نابود كرده خود ذخيره كند، و يا به «جلاد» خود بدهد كه او را براى انجام وظيفه نهائى نيرومند و آماده سازد!
راستى اگر فكر و انديشهها بكار مىافتاد هرگز دنيا چنين قيافهاى داشت؟
مسلماً هيچگاه فكر و انديشه سبب وقوع قتل و جنايتى نمىشود، بلكه اين بى فكريها و گرفتار شدن در چنگال احساسات طغيانگر است كه اينهمه حوادث مىآفريند بهمين دليل هنگاميكه انسان آرام مىگيرد و در فكر فرو مىرود غالباً از كارهاى غلط خود پشيمان مىشود.
پس بايد قبول كنيم كه مهمترين و ضرورىترين وظيفه