داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦ - سفارشات شيطان!
دارند. گاه رابطه، نسبى و خويشاوندى است؛ مثل رابطه پدر و فرزند، يا مادر و فرزند، يا خواهر و برادر، يا عمو و برادرزاده، يا پسردايى و پسرعمّه و مانند آن.
و گاه رابطه، سببى است؛ مثل رابطه زن و شوهر، يا رابطه عروس و پدرشوهر، يا داما و مادرزن و مانند آن.
و گاه پيوند قبيلگى است؛ مثل اين كه فلان كس از فلان قبيله، و ديگرى از قبيله ديگرى است.
و گاه پيوند، گروهى و حزبى است؛ مثل اين كه فلان كس وابسته به فلان گروه، و ديگرى عضو حزب و گروه ديگرى است. كه برخى از پيوندهاى مذكور اختيارى و برخى غير اختيارى است. آنچه گفته شد همه پيوندهاى مادّى است، و پيوندهاى ديگرى نيز وجود دارد كه معنوى است. مثلًا پيوند اخوّت و برادرى كه خداوند متعال در آيه ١٠ سوره حجرات آن را براى مؤمنان مطرح كرده «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» يك پيوند معنوى است. و يا اين جمله كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:
«أَنَا وَعَلِىٌّ ابَوا هَذِهِ الامَّةِ
؛ من و على پدران اين امّت هستيم» [١] يك پيوند معنوى ميان پيامبر اسلام و على عليه السلام و امّت اسلامى است.
خلاصه اين كه انسانها داراى پيوندهاى مختلف مادّى و معنوى هستند. و گاه در ميان پيوندهاى مادّى و معنوى تضادّ و تعارض ايجاد مىشود و انسانها مجبور به انتخاب مىشوند. اگر بخواهند پيوند معنوى را حفظ كنند بايد موقّتاً از پيوند مادّى چشم بپوشند و اگر نتوانند از پيوند مادّى چشم بپوشند بايد پيوند معنوى را رها كنند.
به دو نمونه از اين قبيل تضادها، توجّه فرماييد:
١. خداوند متعال در آيه ١٣٥ سوره نساء مىفرمايد:
[١]. بحارالانوار، ج ١٦، ص ٩٥ و ٣٦٤؛ من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٢٣٥.