داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - داستان اصحاب كهف از زبان حضرت على عليه السلام
برمىدارد. خداوند علاوه بر اين به آنها قوّت قلب و دلگرمى مىدهد، تا از فزونى دشمن نترسند. به آيه بعد توجّه فرماييد:
« «وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ لَنْ نَّدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلَهاً لَّقَدْ قُلْنَا إِذاً شَطَطاً»؛ و به دلهايشان نيرو بخشيديم در آن هنگام كه قيام كردند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمين است؛ هرگز غير او معبودى را نمىخوانيم، كه اگر چنين كنيم، سخنى به گزاف گفتهايم». [١]
در محيطى كه همه بتپرستند، و پادشاه جبّارى دارند، كه اگر غير او را عبادت كنند آنها را به قتل مىرساند، چنانچه اقليّتى بخواهند بر عليه محيط حاكم قيام كنند، كار بسيار مشكلى است. گذشته از اين كه جرأت و جسارت قيام بر عليه تفكّر حاكم خود مشكل بزرگى است. و لهذا خداوند متعال به كمك آنها شتافت و دلها و قلبهايشان را محكم كرد. خداوند متعال در آيه بعد به سراغ دليل و منطق آنها مىرود. توجّه فرماييد:
« «هَؤُلَاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً»؛ اين قوم ما هستند كه معبودهايى جز او انتخاب كردهاند، چرا دليل آشكارى (بر اين كار) نمىآورند؟! و چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ ببندد؟!». [٢]
اين كه خداپرستان اندك از بتپرستان فراوان و زياد مطالبه دليل مىكنند، و از آنها مىپرسند كه به چه دليل پادشاه را مىپرستند، نشان مىدهد كه اگر انسان بر حق باشد و كل جامعه بر باطل، نبايد مرعوب اكثريت شود و شعار «خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو» را سر دهد، بلكه بايد با جديّت و تلاش
[١]. سوره كهف، آيه ١٤.
[٢]. سوره كهف، آيه ١٥.