داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٤ - سرگذشت قوم ثمود در سوره نمل
سرگذشت قوم ثمود در سوره نمل
يكى از سورههايى كه به شرح سرگذشت قوم ثمود پرداخته، سوره نمل است.
اين سوره از زاويه ديگرى داستان اين قوم سركش را مورد بحث قرار داده است.
به اين آيات توجّه فرماييد: « «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ»؛ ما به سوى «ثمود» برادرشان «صالح» را فرستاديم كه: خداى يگانه را بپرستيد! امّا آنان به دو گروه تقسيم شدند و به مخاصمه پرداختند». [١]
تمام رسالت و دعوت اين پيامبر بزرگ، در جمله «ان اعبدوا اللّه» خلاصه شده است. آرى، بندگى خدا عصاره همه تعليمات فرستادگان پروردگار عالم است. قوم صالح در برابر دعوت آن حضرت به دو گروه تقسيم شدند، كه در سوره اعراف آيات ٧٥ و ٧٦ از اين دو گروه به عنوان «مستكبرين» و «مستضعفين» ياد شده است. مستكبران همان منكران لجوج، و مستضعفين همان معتقدان به آيين صالح بودند. حضرت صالح براى بيدار ساختن قومش، آنها را از عذابهاى دردناك الهى ترساند، امّا آنها نه تنها پند نگرفتند، بلكه با اصرار مىگفتند: اگر راست مىگويى چرا مجازات الهى دامان ما را نمىگيرد؟
حضرت صالح عليه السلام در جوابشان گفت: « «يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»؛ (صالح) گفت: اى قوم من! چرا قبل از نيكى براى بدى عجله مىكنيد (و عذاب الهى را مىطلبيد، نه رحمت او را)؟ چرا از خداوند آمرزش نمىطلبيد شايد مشمول رحمت (او) شويد؟!». [٢]
اين قوم سركش به جاى اين كه پند و اندرز دلسوزانه اين پيامبر بزرگ را به گوش جان شنيده و به كار ببندند، با يك سلسله سخنان واهى و نتيجهگيرىهاى
[١]. سوره نمل، آيه ٤٥.
[٢]. سوره نمل، آيه ٤٦.