داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠ - شرح و تفسير آيات اصحاب الايكة
(سنگهاى) آسمانى را بر ما بباران!». [١]
هنگامى كه كار يك قوم و جمعيّت به جايى برسد كه ديگر هيچ روزنه اميدى براى نجات آنها باقى نمانده باشد، چارهاى جز هلاكت و عذاب آنها نيست، لذا خدا آنها را عذاب كرد.
بخش چهارم: در اين بخش به بحث عذاب اصحاب الايكة پرداخته شده است. خداوند متعال مىفرمايد:
« «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ»؛ سرانجام او را تكذيب كردند و عذاب روز سايبان (سايبانى از ابرِ صاعقه خيز) آنها را فرا گرفت؛ به يقين آن عذاب روز بزرگ بود». [٢]
طبق آنچه در روايات آمده، نسيم متوقّف شد و جابه جايى هوا صورت نگرفت. در نتيجه هوا دم كرد و آفتاب سوزان هم بر آنان مىتابيد. دم كردن هوا از يك سو و تابش آفتاب سوزان از سوى ديگر، همه را كلافه كرده بود، تا جايى كه مجبور شدند از شهر خارج شوند، تا شايد در هواى آزاد صحرا و بيابان، از اين دو مشكل نجات يابند. امّا در آنجا هم اين مشكلات وجود داشت. ناگهان مشاهده كردند ابر گستردهاى به سمت آنان حركت مىكند. خوشحال شدند و با خود گفتند با بارش اين ابر از مشكلات رها مىشويم، لذا به سمت سايه ابر حركت كردند. وقتى كه همگى زير سايه ابر قرار گرفتند فرمان عذاب الهى صادر شد. صاعقهها پشت سر هم بر آنان نازل شد و همه آنان را آتش زد و بدين وسيله هلاك شدند.
همانگونه كه گفته شد اصحاب الايكه، باغدار بودند و زمينهاى زراعتى
[١]. سوره شعرا، آيه ١٨٧.
[٢]. سوره شعرا، آيه ١٨٩.