داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠ - تقاضاى بهشت
٣. كنار حوض كوثر كه شما را از آب كوثر سيراب مىكنم.
٤. به هنگام تقسيم بهشت و جهنّم، زيرا بهشت و جهنم را باذن الله من تقسيم مىكنم؛ دوزخيان را به دوزخ مىفرستم و بهشتيان را به بهشت رهنمون خواهم شد».
مطالب ديگرى نيز بين آن حضرت و حارث هَمْدانى رد و بدل شد كه حارث در پايان اين ملاقات و گفتگو بسيار خوشحال بود و در حالى كه عبايش به روى زمين كشيده مىشد از جايش بلند شد و اين جمله را با خود تكرار مىكرد: «پس از اين بشارت مولايم، چه ترسى از مرگ دارم!». [١]
بايد همانند حارث ارتباط خود را با اهلبيت پيامبر عليهم السلام حفظ كنيم، كه اين ارتباط براى دنيا و مواقف مختلف جهان آخرت، براى ما سودمند و گره گشا خواهد بود.
تقاضاى بهشت
از موسى بن بكر نقل شده كه: خدمت امام صادق عليه السلام بوديم. مردى كه در آن مجلس حضور داشت گفت:
«اسأل اللّه الجنّة
؛ از خدا مىخواهم مرا بهشتى كند».
امام صادق عليه السلام فرمود: «شما (شيعيان) هم اكنون در بهشت هستيد! از خدا بخواهيد كه از بهشت بيرونتان نكند»، آن مرد با تعجب پرسيد: «فدايت شوم، چگونه ما در اين دنيا در بهشتيم؟!» امام عليه السلام فرمود: «مگر شما امامت ما را قبول نداريد؟» همه حضّار مجلس گفتند: «بله، قبول داريم»، امام عليه السلام فرمود: «همين، سرچشمه بهشت است». [٢]
[١]. سفينة البحار، ج ٢، ص ١٣٩.
[٢]. سفينة البحار، ج ٤، ص ٥٤٦؛ بحار الانوار، ج ٦٨، ص ١٠٢.