داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠ - نفرين حضرت نوح عليه السلام
تعداد محدود كيفيّت بالايى داشتند. هنگامى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله قيام كرد عدّه كمى به وى پيوستند و تعداد مسلمانان حتّى زمانى كه آن حضرت به مدينه هجرت كرد محدود بود و لذا در اوّلين برخورد نظامى اسلام با لشكر كفر و شرك، يعنى جنگ بدر، تعداد مسلمانان ٣١٣ نفر و سپاه دشمن سه برابر آنها بود. تا آنجا كه فرمانده سپاه دشمن باور نكرد اين تعداد تمام سربازان اسلام باشد و لذا به يكى از فرماندهانش به نام عمير بن سيف گفت: اطراف محل اسكان لشكر مسلمانان را جستجو كن، ببين تمام لشكر مسلمانان همين ٣١٣ نفرند يا افراد ديگرى در درّهها و پشت تپّهها پنهان شدهاند و مىخواهند ما را غافلگير كنند. عمير رفت و جستجوى كاملى كرد و بازگشت و در گزارش مأموريت خويش چنين گفت: احدى در هيچ نقطهاى پنهان نشده و تمام لشكر مسلمانان همين ٣١٣ نفرند، امّا از قيافههاى آنها استفاده مىشود كه انسانهاى مصمّم و باارادهاى هستند، زبانشان را كه به گرد لبانشان مىچرخانند همانند زبان افعى است كه دور دهانش مىچرخاند. گمان مىكنم كه آنها از مدينه براى ما سوغات مرگ آوردهاند!». [١]
پيروان حضرت نوح عليه السلام نيز هر چند به صد نفر نمىرسيدند، امّا بسيار مصمّم و بااراده بودند و بخشى از حالات آنها در سوره نوح آمده است.
خلاصه اين كه پيروان و ياران اوّليه پيامبران از نظر كمّى كم، امّا از نظر كيفى در سطح بسيار بالايى بودند.
نفرين حضرت نوح عليه السلام
همان گونه كه گذشت عليرغم تلاشهاى پيگير و شبانهروزى حضرت
[١]. بحارالانوار، ج ١٩، ص ٢٢٤؛ به نقل از سيّد المرسلين، ج ٢، ص ٧٣.