ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٠ - مقصود
نمىسازد. آنها را دعوت مىكند كه از روى اختيار، شرك را ترك كنند تا مستحق ثواب و ستايش گردند. آنها باين كار علاقهاى نشان ندادند و بر شرك خود باقى ماندند. در تفسير اهل بيت ع است كه: اگر خداوند خواسته بود آنها را مؤمن و معصوم گرداند و جلو معصيت آنها را بگيرد، احتياجى بخلق بهشت و دوزخ نداشت. بلكه آنها را امر و نهى و آزمايش كرد و بآنها قدرت و اختيار بخشيد، تا سزاوار پاداش كيفر باشند.
(وَ ما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ): ما ترا مراقب اعمال آنها نكردهايم و تو بر آنها موكل نيستى آنچه در خور شأن تو هست، رسالت و ابلاغ دستورات ماست. اما حساب مردم با ماست. در اينجا ميان دو كلمه وكيل و حفيظ جمع كرده است، زيرا معناى آنها فرق دارد. حافظ شيء يعنى مراقبى كه او را از بدى حفظ مىكند و وكيل شيء يعنى كسى كه در صدد جلب نيكى براى آن است.