ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٢ - مقصود
بيان آيه ٤٦- ٤٧- ٤٨- ٤٩
لغت
صدوف: منحرف شدن. صدف و صدفه يعنى جانب. همچنين صدف يعنى بناى مرتفع. در حديث است كه
«كان ٦ اذا مر بصدف مايل اسرع المشى»
هر گاه از ديوار يا بنايى كه مايل شده بود مىگذشت، به سرعت مىرفت.
اعراب
(مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ): «من» مبتدا «اله» خبر(غَيْرُ اللَّهِ) صفت آن. جمله در محل نصب در محل دو مفعول(أَ رَأَيْتُمْ) كه بوسيله استفهام تعليق شده است.
(إِنْ أَخَذَ اللَّهُ ...): جواب شرط محذوف است. اين جمله در محل نصب و حال است.
(يَأْتِيكُمْ بِهِ): در محل رفع و صفت «اله»
مقصود
بار ديگر در مقام استدلال در برابر كفار بر آمده، مىفرمايد:
(قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَ أَبْصارَكُمْ وَ خَتَمَ عَلى قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِهِ): به اين كافران بگو: اگر خداوند گوش و چشم را از شما بگيرد و كور و كر شويد و بر دلهاى شما مهرى بزند كه قوه عقل و تميز را از كف بدهيد و نتوانيد چيزى بفهميد، آيا خدايى جز خداى يكتا سراغ داريد كه اين نعمتها را- كه در ميان نعمتهاى خدا نظير ندارند و سعادت دينى و دنيوى انسان به آنها بستگى دارد- به شما برگرداند؟
زجاج مىگويد: ضمير «به» به معناى فعل برمىگردد. يعنى: آيا كسى هست كه آنچه از شما گرفته شده است به شما باز گرداند؟ سپس مىگويد: ممكن است اين