ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٥ - مقصود
(كُنْتُمْ صادِقِينَ): گفتهاند: ساعت، نام زمانى است كه انسان دچار صاعقه ميشود و نام زمانى است كه انسان زنده ميشود. يعنى به اين كافران بگو: اگر همانطورى كه عاد و ثمود در دنيا گرفتار عذاب شدند، شما هم دچار عذاب شويد، يا اينكه ساعتى كه به شما وعده شده است كه ميميريد و زنده ميشويد، فرا برسد، آيا باز هم دست بدامن بتها مىشويد و آنها را ميخوانيد كه بفرياد شما برسند و شما را نجات دهند؟ البته اگر راست مىگوييد كه آنها خدا هستند، چارهاى نداريد جز اينكه آنها را بكمك بخوانيد. اين دليل، براى آنها قابل رد نيست، زيرا ترديدى نيست كه آنها در چنين موقعى ناچارند خدا را بخوانند نه بتها را.
(بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ): نه. شما در چنين حالتى بتها را نميخوانيد، بلكه خدا را ميخوانيد. بدينترتيب، خداوند به آنها اعلام مىكند كه هر گاه در صحرا و دريا و كوهسار گرفتار سختى شوند، بدرگاه خدا استغاثه مىكنند و به او روى آور ميشوند.
(فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ): اگر خدا بخواهد آن سختى را از شما دور و شما را راحت مىكنند و شما بتها را فراموش مىكنيد و از دعاى آنها خوددارى مىكنيد، زيرا آنها نفع و ضررى ندارند. اين معنى از ابن عباس و عايد موصول محذوف است.
زجاج گويد: يعنى شما طورى از خواندن بتها خود دارى ميكنيد كه گويى آنها را فراموش كردهايد. زيرا از كمك آنها مايوس شدهايد.
ممكن است «ما» مصدريه باشد. يعنى شرك خود را فراموش مىكنيد.