ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٨ - مقصود
و حيات بعد از مرگ، صحيح نيست». اين قول از زجاج و حسن است.
٤- يعنى: كيفر كفر و بىايمانى را كه در دنيا مخفى مىكردند، براى آنها آشكار ميشود.
در هر صورت، مقصود اين است كه در روز قيامت، آنها مفتضح مىشوند و اسرارشان فاش و بر ملا ميشود.
(وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ): بازگشت آنها بدنيا سودى ندارد. آنها اگر بدنيا هم بازگردند، رفتارشان بهتر نميشود. بلكه باز هم دنبال همان رفتار و خوى ناپسند خود را خواهند گرفت و كفر و تكذيب را از نو آغاز مىكنند.
(وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ): اين آرزو، دروغ است.
پرسش مگر ممكن است آرزو هم دروغ باشد؟ خبر ممكن است دروغ يا راست باشد.
اما آرزو چطور؟! پاسخ برخى تمام خواستههاى آنها را حمل بر تمنى كرده و گفتهاند: دروغگويى آنها در امور ديگر است، نه در آنچه آرزو كردهاند. مقصود اين است كه آنها مدعيند كه در دنيا كار نيكو كرده و در اعتقاد خود خطا نكردهاند. لكن دروغ مىگويند.
يا اينكه: خداوند ميخواهد بفرمايد: آنها دروغ مىگويند. اگر بدنيا برگردند، اصلاح نميشوند، بلكه همان خواهند بود كه بودهاند.
ممكن است مقصود دروغ حقيقى نباشد. يعنى آنها آرزوى كاذب مىكنند.
آرزويى كه هرگز ممكن نيست عملى شود. گاهى در محاورات عرب، چنين تعبيراتى مشاهده ميشود. مثلا به كسى كه آرزوى چيز غير ممكنى كرده است. مىگويند: «كذب املك» يعنى: آرزويت دروغ است. شاعر نيز گويد:
|
كذبتم و بيت اللَّه لا تنكحونها |
بنى شاب قرناها تصر و تحلب |
|
يعنى: قسم بخانه خدا، شما آرزوى دروغ مىكنيد. با او زناشويى نخواهيد