ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩١ - لغت
بيان آيه ٩٤
قرائت
بينكم: اهل مدينه و كسايى و حفص اين كلمه را به نصب و ديگران برفع خواندهاند- رفع آن بنا بر اين است كه اسم و فاعل «تقطع» باشد و نصب آن بنا بر اين است كه ظرف باشد و فاعل «تقطع» يا ضمير مستتر است يا اينكه خود «بينكم» است كه در عين فاعل بودن به نصب و ظرفيت خود باقى مانده. مثل(يَوْمَ الْقِيامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ) (ممتحنه ٣) در اين آيه نيز فاعل ظرف است.
لغت
فرادى: اين كلمه جمع فرد و فريد و فِرد است.
تخويل: عطا كردن. اصل اين كلمه بمعناى بخشيدن خَول يعنى غلامان و كنيزان است.
زعم: پندار. ممكن است پندار حق باشد يا پندار باطل. شاعر گويد:
|
يقول هلكنا ان هلكت و انما |
على اللَّه ارزاق العباد كما زعم |
|
يعنى: مىگويد: اگر هلاك شوى، هلاك مىشويم. همانا روزيهاى بندگان چنان كه او پنداشته است، بر خداست.
بين: مصدر، يعنى جدا شدن يا متفرق شدن. شاعر گويد:
|
بان الخليط برامتين فودعوا |
او كلما ظعنوا لبين تجزع |
|
يعنى: قوم در رامتين از هم جدا شدند و با يكديگر وداع كردند. آيا هر گاه بخواهند از هم جدا شوند، بىتابى خواهند كرد؟!