ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠٢ - اعراب
بيان آيه ١٤٢- ١٤٣- ١٤٤
قرائت
المعز: ابن كثير و ابن فليح و ابن عام و بصريان اين كلمه را بفتح عين و ديگران بسكون عين خواندهاند. ابو على گويد: بفتح عين جمع ما عز است مثل خادم و خدم.
ابو الحسن گويد: جمعى است كه مفرد ندارد، به سكون عين نيز جمع است مثل صاحب و صحب. سيبويه آن را اسم جمع مىداند.
لغت
حمولة: شتران باربر. اين كلمه نيز اسم جمع است. اما بضم حاء يعنى بارها فرش: بچه شتر. علت اينكه بچه شتر را فرش گفتهاند صاف بودن لثههاى آنهاست كه هنوز دندانشان نروييده است.
زوج: جفت. اين كلمه به يكى كه با او ديگرى است و بدو تا اطلاق مىشود.
اشتمال: شامل شدن، فرا گرفتن.
اعراب
حمولة: عطف بر «جنات» يعنى «و انشا من الانعام حمولة» اثنين: اين كلمه نيز منصوب است به «انشا» و(ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ) بدل است از(حَمُولَةً وَ فَرْشاً) و «اثنين» بدل است از «ثمانيه»( آلذَّكَرَيْنِ): همزه استفهام داخل بر همزه وصل شده است و الف در ميان آنها فاصله گرديده و همزه وصل ساقط نشده تا مشتبه نشود. اگر ساقط مىشد مانعى نداشت، زيرا «ام» بر آن دلالت ميكرد.
(أَمَّا اشْتَمَلَتْ): «ما» منصوب است بنا بر اينكه عطف باشد بر «انثيين».
علت اينكه «انثيين» را مثنى آورده، اين است كه منظور «معز» و «ضان» است.