ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٥ - مقصود
مقصود
از آنجا كه خداوند پيامبر خود را امر كرده بود كه از پرستش بتها تبرّى جويد.
اكنون اين نكته را بيان مىكند كه بت پرستان را دليلى و حجتى نيست، اما پيامبر داراى دليل و حجت است. مىفرمايد:
(قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي) به اين كافران بگو: من تابع برنامهاى روشن هستم نه تابع هواى نفس. اين معنى از زجاج است. حسن گويد: يعنى من از جانب پروردگارم، داراى مقام نبوت هستم. جبايى گويد: يعنى مرا معجزهاى است كه روشنگر نبوت من است. اين معجزه قرآن است. ابن عباس گويد: يعنى من از جانب پروردگارم بر يقين و اطمينان هستم.
(كَذَّبْتُمْ بِهِ): حال آنكه شما قرآن را تكذيب كردهايد.
(ما عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ): شما از من ميخواهيد كه عذاب را زودتر بر شما نازل كنم. اما من چنين قدرتى ندارم و عذاب خدا پيش من نيست. برخى گفتهاند:
منظور معجزاتى است كه از پيامبر ميخواستند.
(إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ): با اين جمله خداوند اعلام مىكند كه آنچه آنها ميخواهند بدست خداست. ابن عباس مىگويد: يعنى: حكم براى فيصله دادن ميان حق و باطل و نازل كردن آيات و معجزات، بدست خداست.
(يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ): او خدايى است كه ميان حق و باطل جدا و حق را براى مردم بيان مىكند و او بهترين فيصله دهندگان است. زيرا در حكم خود، به كسى ظلم نمىكند و از حق منحرف نميشود.
از اين جمله بر مىآيد كه خداوند منشأ ظلم و قبيح نيست و كسانى كه معتقدند ظلمها و زشتيها بحكم خداست خطا مىكند، زيرا اينها حق نيستند و حكم خدا هميشه حق است.
(قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ): اى محمد، به اين كافران بگو: اگر عذاب بدست من بود و مىتوانستم بنا بخواسته شما بر شما