ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٩ - شان نزول
بيان آيه ٩١
قرائت
تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون: ابن كثير و ابو عمرو، همه اين فعلها را بيا، و ديگران به تاء خواندهاند. قرائت ياء به خاطر اين است كه قبلا «ما قدروا اللَّه» به صيغه غايب بوده و قرائت تاء بخاطر اين است كه «علمتم ما لم تعلموا» به صيغه خطاب است.
اعراب
حق قدره مفعول مطلق( تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ كَثِيراً): صفت قراطيس يا حال از ضمير كتاب است.
يلعبون: جواب فعل امر نيست تا مثل(ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا) مجزوم شود. اين فعل حال است.
شان نزول
مردى يهودى بنام مالك بن ضيف با پيامبر اسلام خصومتى داشت. پيامبر فرمود:
ترا بخدايى كه تورات را بر موسى نازل كرده است سوگند مىدهم. آيا در تورات نخواندهاى كه خداوند ملاى چاق را دشمن مىدارد؟! او كه مردى چاق بود، خشمگين شده، گفت: خداوند وحى خود را بر بشرى نازل نكرده است! يهوديان به او گفتند: واى بر تو! حتى بر موسى هم نازل نكرده است! سعيد بن جبير گويد: اين آيه به همين مناسبت نازل شد.
سدّى گويد: نام آن مرد فنحاص بن عازورا بود.
ابن عباس گويد: يهوديان به پيامبر خدا عرض كردند: خداوند بر تو كتابى نازل كرده است؟ فرمود: آرى. گفتند: خداوند كتابى از آسمان نفرستاده است. از اينرو