ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٣ - مقصود
فتنه، اختلاف است:
١- يعنى: پاسخ آنها اين است كه مىگويند: بخدا ما مشرك نبوديم، زيرا وقتى كه از آنها سؤال ميكنند كه: شركا كجا هستند؟ در حقيقت آنها را امتحان ميكنند.
پاسخ اين امتحان چيزى جز اين نيست كه بگويند: بخدا ما مشرك نبوديم.
٢- يعنى: عذر آنها اين است كه بگويند ما مشرك نبوديم. اين معنى از ابن عباس و قتاده و مروى از امام صادق (ع) است.
٣- زجاج گويد: اين آيه داراى معناى لطيفى است كه كسانى مىفهمند كه به رموز كلام آشنا باشند. خداوند متعال، در اين آيات، گفتگوهايى كه ميان پيامبر و مشركين ردّ و بدل شده بود و شيفتگى و دلبستگى ايشان را نسبت بشرك بيان كرد. بديهى است كه اين شيفتگى و دلبستگى سرانجام خوشى ندارد و عاقبت كار، آنها بخود مىآيند و به بيهودگى رفتار خود و بىارزشى بتها پى مىبرند و از آنها تبرى ميجويند. خيلى عادى است كه هر گاه انسانى شخص گمراهى را دوست بدارد، همين كه آن شخص دچار هلاكت و بدبختى شد، از او نفرت پيدا مىكند. آن گاه به او مىگويند كه دوستى تو نسبت بآن شخص، بخاطر اين بود كه شيفته و دلبسته او شده بودى. پس فتنه در اينجا به معناى شرك و شيفتگى به بتهاست. مؤيد اين مطلب روايت عطا از ابن عباس است كه:
مقصود از فتنه آنها، شرك آنها در دنياست. بازگشت اين معنى به حذف مضاف است.
يعنى: عاقبت فتنه آنها (عاقبة فتنتهم) جز اين نيست كه بگويند ....
پرسش چگونه ممكن است در آنجا دروغ بگويند و قسم دروغ بخورند، با اينكه آنجا دار تكليف نيست؟ مردم بخاطر مشاهده حقايق و بر طرف شدن شك و ترديد و معرفت آنها نسبت بخدا، ناگزيرند دست از كارهاى زشت بردارند.
پاسخ معناى گفتار آنها اين است كه: ما بر حسب اعتقاد خودمان در دنيا مشرك نبودهايم.
چه مشركين در دنيا معتقدند كه راه صواب مىپيمايند. از همين جهت است كه در آخرت