ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٠ - مقصود
شهر مكه را فتح نمود بتمام مردم امان داد بجز چهار نفر- كه از خطرناكترين مردم بوده و ضربههايى به پيشرفت اسلام وارد نموده بودند- پس پيامبر دستور داد آنان را در هر كجا ببينند بقتل رسانند و آنان عبارت بودند از عكرمة بن ابى جهل و عبد اللَّه ابن اخطل و قيس بن صبابه و عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح.
اما عكرمة فرار كرده و مسافرت دريا را پيش گرفت تا خود را از مكه خلاص كند و اتفاقاً دريا طوفانى شد و عكرمه با ساير سرنشينان كشتى خود را در كام مرگ ديدند و بهر وسيله براى نجات متوسل شدند ممكن نشد يكباره فرياد زدند كه تنها بايد ايمان بخداى جهان آورده و از بتها دست برداشت زيرا اگر كارهاى بودند الان نجاتمان ميدادند، در اين ميان عكرمه ميگفت اگر غير آئين يكتاپرستى مرا در دريا نجات ندهد در ساحل هم نجات نخواهد داد، سپس با خدا عهد كرد كه اگر از مرگ نجات پيدا كرد بحضور رسول خدا ٦ رسيده با او بيعت كند و ايمان به خداى جهان بياورد.
در اين هنگام طوفان دريا كم كم فرو نشست و كشتى از مرگ حتمى نجات پيدا كرد، و سرنشينان كشتى بسلامت بساحل رسيدند. اما عكرمه فوراً خود را بحضور پيامبر ٦ رسانيد و از پيشگاه او معذرتخواهى كرده اسلام اختيار نمود.
بعضى گويند مقصود از «مقتصد» راه مستقيم حق و صلاح در امر دين است چنان كه از «ابن زيد» اين تفسير آمده.
و از «حسن» آمده كه يعنى ثابت بر ايمان خود باشد.
و از «ابن عباس» آمده كه يعنى بعهدى كه در دريا با خدا نموده و ايمان بخدا آورده ثابت قدم بماند.
و از «مجاهد» آمده كه بزبان براه مستقيم و ايمان بخدا اقرار داشته ولى در قلب انكار مىورزد.
سپس خداوند به آنانكه بعد از نجات طوفانها كافر شدند، اشاره كرده ميفرمايد:
(وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ): و انكار نكند به نشانهاى ما بجز آنكه