ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٧ - مقصود
(اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ): خداوند است كه آفريده آسمانها و زمين و آنچه را كه فيما بين آنها است در شش روز، يعنى در اين مدت زيرا پيش از آفريده شدن خورشيد شب و روزى نبود- تا گفته شود چند روز، پس مقصود مقدار اين مدت است.-( ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ): سپس استوار شد بر عرش بقهر و استيلاى قدرت خويش. و اين جمله در سوره اعراف تفسيرش گذشت.
(ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ): نيست براى شما جز عذاب خدا دوستى كه بشما نفعى رساند و عذاب خدا را دور كند، و نه شفاعت گرى كه در پيشگاه خداوند براى شما شفاعت كند.
و بعضى «ولى» را بمعنى ياور گرفتهاند.
(أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ): آيا پس چرا پند نگرفته در گفتههاى ما تفكر نمىكنيد تا بصحت گفتار ما دانا شويد.
(يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ): تدبير كرده و سامان مىبخشد از آسمان تا زمين يعنى آسمان و زمين و آنچه كه فيما بين آنها است، خداوند آفريده و همه باراده حكيمانه و تدبير عالمانه در جاى خود استوار شدهاند.
(ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ): سپس ملائكهاى كه مأمور اجراى دستور خدا است بسوى آنجا كه خدا امر فرموده بالا ميرود.
(فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ): در يك روز كه اندازهاش هزار سال است بحساب آنچه را كه شما زمان مىشمريد.
«عروج» يعنى رفتن بآن مكانى كه خداوند فرموده چنان كه ابراهيم گفت «ميروم بسوى خداوندم بزودى هدايتم كند» و مقصودش مملكت شام بود كه از جانب خدا مأموريت آن سامان را داشت، و نيز مانند آيه شريفه كه ميفرمايد «كسى كه از خانه خود بيرون رود در حالى كه بسوى خدا و پيامبرش هجرت مينمايد» و مقصود شهر مدينه است، و معنى اين دو آيه اين نيست كه خدا در مملكت شام يا در شهر مدينه