ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٩ - مقصود
اعراب:
(فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ): در اينجا «انى» در محل نصب و حال براى «يؤفكون» ميباشد و تقديرش «منكرين يؤفكون» است و ممكن است مصدر باشد و تقدير كلام چنين شود «اى افك يؤفكون».
(يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ): جمله حاليه ميباشد.
مقصود:
سپس خداوند پيامبر ٦ و مؤمنين را- از ايمان مشركين به باطل (بتها) با اينكه خود معترفند «اللَّه» خالق و آفريننده جهان است- بتعجب وا داشته چنين ميفرمايد:
(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ): و اگر بپرسى تو اى محمد ٦ از اين بتپرستان كه:
(مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ): چه كسى آسمانها و زمين را آفريده و آنها را- با آنچه كه از عجائب مخلوقات در آنها است- از عدم و نيستى بهستى در آورده.
(وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ): مطيع و رام گردانيده آفتاب و ماه را كه در مدار خود بدون هيچ تخلفى ميگردند- و مردم را از خود بهرمند ميسازند.
(لَيَقُولُنَّ اللَّهُ): البته در جواب ميگويند «اللَّه» است كه عالم را چنين قرار داده زيرا آنان- از دانشمندان خود شنيده و خود- معتقدند كه اين جهان حادث بوده و خالقى او را بوجود آورده است.
(فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ): پس كجا برميگردند و از عبادت من خوددارى نموده به- بتهايى كه سنگى بيش نيست و نفع يا ضررى نتواند برساند، عبادت ميكنند.
(اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ): خداوند است كه روزى را گشاده ميگرداند براى هر كس كه بخواهد از بندگان خود و يا تنگ ميگيرد برايش و بمقدار آنچه را كه مصلحت او است باو روزى ميدهد- تا بزندگى خويش ادامه دهد- و اينكه در باره هجرت مسلمانان خداوند تنها «روزى و قوت» را مورد بحث قرار داده براى آنكه تهيه روزى و قوت عيالات آنان را از هجرت بمدينه باز ندارد.