ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٢ - مقصود
در قبال تمام خوبيهاى عامر، چگونه مردم به بدى و رفتار ناجوانمردانه باو پاداش دادند آيا بمن بجاى خوبيهايم چه پاداش بدى خواهند داد؟
كه السوأى در اين بيت مصدر واقع شده است.
و اما كسى كه آن را برفع خوانده، در اينصورت خبر (كان) يكى از دو چيز است:
الف: السوأى ب: ان كذبوا و با اين ترتيب جمله اسائوا در معنى شرك استعمال شده و تقدير «ثم كان عاقبة المسيء التكذيب بآيات اللَّه» ميباشد چون در كفر و شرك خويش چيزى بجز انكار ياد نگرفته- و بهر حقيقتى ميرسند انكارش ميكنند- و بنا بر اين اگر خبر (كان) را ان كذبوا بدانيم «السوأى» منصوب است بنا بر مصدرية و يا صفة باشد براى موصوف محذوف.
مقصود:
پس از پايان آيات گذشته اكنون در باره تفكر در خلقت و تدبر در باره خالق آسمانها و زمين و در باره امم گذشته سخن ميفرمايد.
(أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ): آيا ايشان تفكر نميكنند «و با خود نمىانديشند» آن موقعى كه در خلوت ميباشند، زيرا در آن حال خلوت انسانى بيشتر مسلط بر عقل و درك خويشتن ميباشد. و بعضى گفتهاند كه يعنى چرا تفكر در خلقت خود نمىنمايد- كه انسانى در بهترين نوع خلقت آفريده شده است- و بنا بر اين جمله (فيعلموا) در تقدير بوده و در حقيقت «(أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ) فيعلموا» ميباشد.
(ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِ): نيافريد خداوند آسمان ها و زمين را مگر بحق. «زجاج» گويد: يعنى براى حق تا دليلى باشد براى اثبات صانع و پروردگار جهان و ضمناً اشارهاى به ثواب انسانها.
(وَ أَجَلٍ مُسَمًّى): و براى مدتى معين كه با سر آمدنش هر فردى پاداش اعمال خود را در مىيابد. «جبائى» گويد: يعنى خداوند، آسمانها و زمين را در زمانهاى معين و