ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٥ - شرح لغات
كه كافر شدند ايمانشان و نه آنان (در عرضه عذاب) مهلت داده شوند. پس روى گردان از ايشان و منتظر باش البته ايشان (نيز) منتظرانند.
قرائت:
ا و لم يهد: «زيد» آن را «او لم نهد» با نون و ديگران با (ياء) «لم يهد» قرائت نمودهاند و در سوره اعراف بحثش گذشت.
يمشون: «ابن سميفع» بنا به بعضى قرءات نادره آن را با «ياء» مضمومه و تشديد «شين» قرائت نموده.
انهم منتظرون: با «ظاء» مفتوحه خوانده شده.
دليل:
«ابن جنى» گويد: كه ابو حاتم، منتظرون را با ظاء مفتوحه خوانده و استدلال بآيه شريفه(فَارْتَقِبْ إِنَّهُمْ مُرْتَقِبُونَ) نموده است.
يمشون: براى كثرت آمده- و بمعنى رفت و آمد بسيار است- چنان كه شاعر گويد:
|
يمشى بيننا حانوت كرم |
من الخرس الصراصرة القطاط |
|
يعنى آن مدير دكه شراب بسيار بنزد ما ميآمد و از شراب ناب كام را سيراب مىداشت، چه زبان مليحى كه افسوس عجمى بوده و ما نمىدانستيم و چه موهاى زيباى پيچيدهاى.
مقصود آنكه (يمشى) در شعر بمعنى در رفت و آمد بسيار استعمال شده است.
شرح لغات:
ا و لم يهد لهم: گفته ميشود كه لغات متشابه آن مانند «هداه فى الدين ...» و «الى طريق هداية ...» بمعنى رهبرى نمودن و بآنچه را كه وسيله تأديه دين و رسيدن بمقصود است هدايت نمودن است، و بنا بر اين آنچه را كه انسان را بخدا نزديك نموده و وسيله آشنايى انسان با خدا است، باو رهبر ناميده ميشود.
نسوق الماء: سوق، بمعنى راندن و براه انداختن است.