ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٧ - قرائت
ترجمه:
اين آفرينش خداوند بود پس بنمايانيدم كه چه چيز را آفريدهاند آنان كه غير خداى (جهان جلوه خدايى گرفته) اند بلكه ستمگران در گمراهى آشكارايند. و همانا تحقيقا ما به لقمان حكمت داديم (و گفتيم) كه سپاسگزار خدا باش و آنكه سپاس گذار باشد سپاس گذار خويشتن بوده و آنكه ناسپاسى كند البته خدا بىنياز و ستوده مىباشد. و گاهى كه لقمان بفرزندش گفته اندرزش مىداد، اى پسرك من شرك بخدا نورزى البته شرك ستمى بزرگ است. اندرز و سفارش نموديم بانسان در باره پدر و مادرش، بار دار شد باو مادرش سستى بر وى سستى و باز گرفتنش (از شير) در دو سال بوده، اينكه سپاس گذار من و پدر و مادر خويشتن باش و بسوى من بازگشت است.
و اگر كوشيدند پدر و مادر نسبت بتو كه شرك ورزى به من آنچه را كه نيست براى تو بدان دانشى پس فرمانبرداريشان نكن، و همراهى نما بآنان در دنيا بخوبى و پيرو راه آن باش كه بطاعت من بوده پس بازگشت همگى شما بسوى من خواهد بود تا خبر دهم بآنچه را شما (در دنيا) انجام ميداديد.
قرائت:
يا بنى لا تشرك باللَّه: «ابن كثير» بنا بنقل «بزى» ياء را ساكنه و در «يا بنى انها» ياء را مكسوره و در(يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ) مفتوحه خوانده ولى بنا بنقل «قواس» در اولى و سومى ياء را ساكنه و در وسطى (يا بنى انها) مكسوره ميداند.
«ابن فليح» در «يا بنى لا تشرك و يا بنى انها» بياء مكسوره و در(يا بُنَيَّ أَقِمِ) مفتوحه خوانده است.
«حفص» در تمامى قرآن هر كجا كه «يا بنى» باشد بياء مفتوحه و ديگران مكسوره خواندهاند.
وهن على وهن: «عيسى ثقفى» در بعض قراءت خود و همچنين از ابى عمرو روايت شده كه آنان با فتحه (هاء) ميخواندند. ولى «حسن» بخلاف آنان خوانده است.
و فصاله فى عامين: «ابى رجا و جحدرى و قتاده و يعقوب» آن را و فصله فى عامين