ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤ - مقصود
در پشت مسجد (قبا) حرث را ملاقات كرد و بياد سوگند و شكنجههاى گذشته افتاده او را بقتل رسانيد، باو خبر دادند برادرت اسلام آورده بود چرا كشتى؟ عياش بسيار ناراحت شده گريه كرد و بحضور پيامبر اسلام ٦ شرفياب شد و قصه را بعرض رسانيد. فوراً اين آيه نازل شد كه «(وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً) تا آخر».
ضحاك مىگويد: كه آيه مذكور (آيه ١٠) در بارهى واقعهى ديگرى نازل شده و آن جمعيتى از منافقين بودند كه ميگفتند ايمان آورديم ولى چون در راه ايمان و عقيدهى خويشتن از مشركين رنج ميديدند دست از آئين اسلام و ايمان بخدا برداشته و به آئين بتپرستى برمىگشتند. و اما قتاده نقل كرده كه اين آيه در بارهى بت پرستانى كه بازگشت بمكه نمودند، نازل گرديده است.
مقصود:
چون خداوند در آيات پيش مراقبت نفس و خويشتن دارى را با انجام فرامين او در اميد و ترس انسان نسبت بآينده، بيان فرمود، اكنون دربارهى مجاهده انسان سخن ميفرمايد.
(وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ): انسانى كه با شيطان و وسوسههاى او مبارزه نموده و در مبارزه با دشمنان بمنظور استوارى دين كوشش مىنمايد و نيز با شهوتهاى نفس و خواستهاى خطرناك هواى دل كه از هر دشمنى سختتر است، مبارزه مىكند، او در حقيقت براى نفع خويشتن قدم برداشته پاداش و نتيجه كار او بخودش بر ميگردد.
نه آنكه تصور كند منافع آن بخداوند جهان برگشت مىكند.
(إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ): خداوند بفرمانبردارى مردم احتياجى ندارد و اوامر و نواهى خدا بمنظور منفعتى كه عايد او شود نيست، بلكه براى منافع مردم است.
(وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ): آنان كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، محو مىكنيم گناهان و بديهايى را كه آنان زمان كفر انجام دادند تا جايى كه در اثر آن اعمال شايسته بدىها جبران شده