ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٦ - مقصود
انسان و دين او از چيزهاييست كه انسان براى بپا داشتن و استحكامش باو توجه دارد.
(حَنِيفاً): مائل بهمان يگانه پرستى و توحيد پروردگار باش.
(فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها): خلقت و خواسته خداوند دين و اسلام و يكتا پرستى است كه جهانيان را بر اساس آن خلق فرموده تا بسوى او رفته و خدا- پرست باشند چنان كه در آيه شريفه گويد(وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ) و پيامبر اسلام ٦ فرمود «هر فرزندى در اصل خلقت بر اساس يكتا پرستى خلق شده و اگر آن را بحال خود بگذارند مسلمان و ايمان بخدا خواهد داشت- و تنها ريشه خانواده از پدر و مادر است كه او را بمسلك يهود يا مسيحى يا مجوس مىكشاند.
و از ابى مسلم نقل شده كه معناى آيه اينست: پيروى كن از دين بآنچه «فطرت خدا» ترا باو راهنمايى ميكند، زيرا خداوند موجودات را بنحوى آفريده و تركيب و صورت بندى نموده كه بر وجود صانعى توانا و دانا وحى و قيوم و قديم و يگانهاى كه بهيچ چيز شبيه نبوده و چيزى همانند او نيست، دلالت دارد.
(لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ): تغييرى در خلقت پروردگار نبوده و آنچه را اراده فرموده از توحيد و عدل و خلوص عبادت براى پروردگار جهان همان خواهد شد چنان كه از «ضحاك و مجاهد و قتاده و سعيد بن جبير و ابراهيم و ابن زيد» نقل شده و گفتهاند كه بنا بر اين (لا) بمعنى نهى بوده يعنى شما نبايد جامعه را از مسير اولى اصلى خود كه خدا پرستى است بسوى شرك منحرف سازيد. از ابن عباس و عكرمه نقل شده كه مراد منع از أخته نمودن غلامان است. و از ابى مسلم روايت شده كه مقصود از فطرت نظام خلقت است كه تمام موجودات و صنايع حكيمانه پروردگار دلالت بر توحيد او نموده و احدى جلو اين فطرت را نتواند بگيرد.
(ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ): و آن خدا پرستى تنها دين استوار و مستقيمى است كه واجب الاتباع ميباشد.
(وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ): لكن بيشتر مردم آگاهى بآن نداشته و بصحت آن معترف نمىباشند زيرا در آن فكر نكرده و چشم پوشى نمودهاند.