ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٤ - اعراب
به كلمه «رحمة» و آن مفرد است البته باعتبار معنى ميتوان جمع باشد چون رحمت پروردگار بسيار و نظير آيه شريفه كه فرمود(وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها) ميباشد.
(يُحْيِ الْأَرْضَ): دليل خداوند «تحيى الارض» با تاء آنست كه فاعل فعل ضمير عايد به «اثار» و اگر با ياء خوانده شود ضمير فاعلى عايد به اللَّه خواهد بود.
(مِنْ خِلالِهِ): دليل خواندن «خلل» آنست كه او مفرد خلال بوده و ممكن است خلال هم خود مفردى باشد بعد از خلل، براى آن ماده. و اينكه در ادبيات عرب جايز شمرده شده تركيب مثل «اثر رحمت اللَّه كيف تحيى» كه با تاء خوانده شود چون گاهى اثر قائم مقام رحمت ميشود و ميگويند «رايت عليك النعمه» و نيز گويند «رأيت عليك اثر النعمة» و اين استعمال تنها در اين مورد است و ما در نظائرش مثل «اما ترى الى غلام هند كيف تضرب زيدا» جايز نيست. زيرا غلام هند بجاى هند تلفظ نشده يعنى از هند بغلام آن تعبير نميشود.
اعراب:
(وَ لِيُذِيقَكُمْ): عطف بر معنى مبشرات و در تقدير ليبشركم بها و ليذيقكم ميباشد.
(كَيْفَ يَشاءُ): در تقدير اى مشيئة يشاء و بنا بر اين «كيف» مفعول مطلق براى «يشاء» خواهد بود.
(كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ): ممكن است كيف محلًا منصوب بوده و حال براى يحيى و ضمير مستتر در آن صاحب حال باشد و يا حال براى الارض شود و تقدير كلام «ا مبدعاً يحيى الارض ام لا» و يا «أ مبدعة يحيى الارض ام لا» خواهد بود و ممكن است منصوب بنا بر مصدريه بوده و جمله حال باشد در معنا نه لفظ و تقدير «أى احياء يحيى- الارض» خواهد بود و بنا بقول «ابن جنى» از اينكه حال براى معنى گرفتيم نه لفظ چون كه بحسب لفظ كيف استفهام بوده در صورتى كه حال در حقيقت خبر است و اين دو متقابل يكديگرند و بنا بر حال تقدير كلام «فانظر الى آثار رحمة اللَّه محيية للارض» خواهد بود نظير گفتار شاعر: