ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٧ - مقصود
است كه جمله مستأنفه بوده و داراى اعراب نباشد.
(وَ لَيَأْتِيَنَّهُمْ): در اينجا «لام» جواب قسم واقع شده.
بغتة: منصوب و حال است.
(يَوْمَ يَغْشاهُمُ): ظرف براى «محيطة» مىباشد.
مقصود:
در آيات گذشته گفته شد كه كفار مكه چون نشانه و معجزه ميخواستند لذا خداوند جواب فرموده:
(أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ): آيا كافى نبود ايشان را كه بر تو اى «محمد، ص» كتاب يعنى قرآن نازل نموديم- كه از نظر فصاحت و بلاغت بحد اعجاز بوده و احدى نتوانسته و نميتواند همانند آن بياورد هر چه هم فصيح و بليغ باشد و در آن باخبار آينده و گذشته و آنچه را كه مربوط به شئون مختلفه مردم است گفتهايم-.
(يُتْلى عَلَيْهِمْ): خوانده ميشود بر ايشان. خداوند سبحان بيان فرموده كه در فرستادن قرآن دلالتى روشن، و معجزهاى ظاهر، و حجتى رسا است كه با آن شبهات مندفع و اتمام حجت ميگردد پس نيازى- در علم بصحت نبوت پيامبر ٦- بمعجزهاى جز قرآن نخواهد بود. زيرا در اظهار معجزه گذشته بر دفع شبهات مصلحت نيز بايد رعايت شود و چنانچه در نوعى از معجزه مصلحت باشد اظهار نوع ديگرى روا نباشد.
اگر خداوند آيات و نشانههايى كه كفار پيشنهاد ميكردند اظهار ميفرمود و آنان ايمان نمىآوردند مقتضاى حكمت هلاكت و ريشهكن نمودن آنها بود مانند امتهاى گذشته. با آنكه خداوند وعده داده است كه بر امت مرحومه چنان عذابهايى را نازل نگرداند و اين آيه دلالت دارد كه قرآن معجزهاى كافى و داراى برترين مقام اعجاز است و مراد از كفايت قرآن رسيدن آن بمرتبهاى از اعجاز است كه با وجود آن نيازى بغير نيست.